خواجه نظام الدين عبيد زاكاني
70
أخلاق الأشراف ( فارسى )
معتقد « 1 » آنكه همه روزه عمر در كسب شهوات و نيل به لذّات مصروف فرموده مىگويند : اى آنكه نتيجهء چهار و هفتى * وز هفت و چهار دايم اندر تَفْتى « 2 » مى خور كه هزار بار بيشت گفتم * بازآمدنت نيست چو رفتى رفتى « 3 »
--> - تأكيدهاى فراوان شده است ، و هركس به دين معتقد باشد بايد به اين مفاهيم و امكان وقوع آنها نيز گرويده باشد ، و گرنه مسلمان و مؤمن و خداشناس بودنش مورد سؤال قرار گيرد . عبيد مىگويد بزرگان و زيركان خردهدان معاصر ما نسبت به اين مفاهيم بىاعتنا هستند و امكان آنها را معقول نمىدانند . و نتيجهء اين اعتقاد اينست كه . . . . ( 1 ) . معتقد ، مصدر ميمى است يعنى آنچه مورد اعتقاد است . جمع آن معتقدات است كه چند سطر پيش از اين به كار برده است . كمال اسمعيل گويد ( ديوان ، 479 ، بحر العلومى ) : پناه و قُدْوهء حُكّام عصر و صدرِ جهان * تويى كه حكمِ تُرا روزگار محكوم است خُلوصِ مُعْتَقَدِ بنده اندر اين خدمت * جهانيان را در سلكِ علم منظوم است . ( 2 ) . تفت ، گرمى و حرارت ؛ تعجيل و شتاب ؛ قهر و غضب ؛ شدّت و سختى . و در اينجا معنى « شدّت و سختى » مناسبتر مىنمايد . بيهقى در انكار شراب آرد ( تاريخ ، 5 ، فيّاض ) : « و آنچه گفتهاند كه غمناكان را شراب بايد خورد تا تفت غم بنشاند بزرگ غلطى است ؛ بلى در حال بنشاند و كمتر گرداند ، امّا چون شراب دريافت و بخفتند ، خمارى منكر آرد كه بيدار شوند و دو سه روز بدارد ! » - چهار و هفت ، چهار اشاره به عناصر اربعه ( آب و آتش و باد و خاك ) يا طبايع اربعه ( رسائل اخوان الصفاء 3 / 119 ؛ 4 / 71 ، زركلى ) است . و هفت اشاره به هفت آسمان يا هفت سيّارهء مكشوف هيأت قديم است . ظهير فاريابى گويد ( ديوان ، 18 ، رضى ) : ايزد چو كارگاهِ فَلَك را نگار كرد * از كائناتْ ذاتِ تو را اختيار كرد اوّل تو را يگانه و بىمثل آفريد * وآنگه سپهرْ هفت و عَناصِرْ چهار كرد . بنابراين « چهار و هفت » كنايه از « زمين و آسمان » است . ( 3 ) . اين رباعى از عمر خيّام نيشابورى حكيم رياضى مسلمان ايرانى ( فت ، 20 - 519 ه . ق . ) است ، - رباعيّات عمر خيّام ، رباعى 160 ، چاپ محمّد على فروغى ، زوّار .