خواجه نظام الدين عبيد زاكاني
50
أخلاق الأشراف ( فارسى )
نظر دقيق تأمّل نمايد بر وى روشن شود كه مقصود از ارسال مقلّدان « 1 » امانت رسالت تهذيب اخلاق و تطهير سير بندگان است . و اين معنى بر لفظ شاعر بدين سياق طارى « 2 » : گر نبى آيد و ار نه تو نكوسيرت باش * كه به دوزخ نرود مردم پاكيزه سير « 3 » خود حضرت رسالت « 4 » نقاب از چهرهء عروس اين معنى برانداخته « 5 » و جمال اين
--> ( 1 ) . مقلّدان ، « مقلّد » را عبيد در اينجا به معنى « متلّد » يعنى « در گردن گيرنده » و « پذيرنده » به كار برده است . يعنى مقصود از فرستادن و برانگيختن كسانى كه امانت پيامبرى را به گردن گرفته يا پذيرفتهاند اينست كه اخلاق بندگان خدا تهذيب و سيرت آنها تطهير گردد . در متون عربى نيز گاه « تقليد » و « تقلّد » را به يك معنى گرفتهاند ( همچنانكه ما امروزه « تغيير » و « تغيّر » را به يك معنى يا به جاى هم ديگر به كار مىبريم ) ، مثلا الماوردى كه كتاب معروف الاحكام السلطانيّهء خود را به بيست باب تقسيم كرده ، باب دوم آن را « فى تقليد الوزارة » ، باب سوم را « فى تقليد الامارة على البلاد » و باب چهارم را « فى تقليد الامارة على الجهاد » تعبير كرده است و قاعدة مىبايست « فى تقلّد . . . » نوشته مىباشد ، الاحكام السلطانيّه ( قاهره ، 1298 ه . ق . ) . در عبارت زير از كليله و دمنه ( 419 ، مينوى ) نيز « تخليد - جاودانى كردن » و « تأبيد - ابدى و بىمرگ كردن » به معنى لازم يعنى « جاودانه شدن » و « ابدى و بىمرگ شدن » به كار رفته است « . . . رغبت مردمان در مطالعت اين كتاب [ كليله و دمنه ] . . . صادق گردد ، . . . و ذكر آن بتبع اسم و دولت قاهره . . . ، سمت تخليد و تأبيد يابد و تا آخر عمر ( عالم ) هر روز زيادت نظام و طراوت پذيرد » . ( 2 ) . طارى ( از طريان ) ، آينده ، ناگاه در آينده ؛ گذرنده و عارضى . در اينجا به معانى « جارى » و « روان » ، و مجازا « بيان گشته » مىتوان گرفت . در ظفرنامهء يزدى ( 2 / 420 ، امير كبير ) آرد : « . . . و مزاج مبارك از نهج اعتدال انحراف پذيرفته ، اندك مرضى طارى شد » . ( 3 ) . شاعر را نيافتم . شايد از خود عبيد باشد . ( 4 ) . حضرت رسالت ، مقصود پيامبر اكرم ( ص ) است . ( 5 ) . نقاب از چهرهء چيزى برانداختن ، كنايه از كشف كردن و آشكار ساختن آن است . سنائى گويد ( ديوان ، 488 ، مدرس ) :