خواجه نظام الدين عبيد زاكاني

28

أخلاق الأشراف ( فارسى )

از هر دوگونه در زير مىآوريم : « اى عزيزان عمر غنيمت شمريد ؛ وقت از دست مدهيد ؛ عيش امروز بفردا ميندازيد ؛ بر خودپسندان سلام مدهيد » . امّا گاهى نكات بلند اجتماعى و انتقادى را در عبارت كوتاهى بيان مىكند : « تا توانيد سخن حقّ مگوييد تا بر دلها گران مشويد و مردم بىسبب از شما نرنجند » . بحث بيشتر دربارهء مندرجات اين رساله در جاى خود آمده است . 6 . اشعار هزليّه و تضمينات . اشعارى كه به درستى مىتوان آنها را اشعار هزلى و هجوآميز ناميد در ميان اشعار عبيد مجموعا 299 بيت است كه شامل يك ترجيع‌بند در 43 بيت ؛ يك مثنوى در 17 بيت ؛ تضمينات و قطعات 137 بيت ؛ و 102 بيت رباعيّات يعنى 51 رباعى است . يك مثنوى نيز به سبك شاهنامهء فردوسى در 10 بيت در اخلاق الاشراف آورده و در آن دو تن از قهرمانان شاهنامه را استخدام كرده يعنى رستم دستان و هومان ويسه ، و از راه طنز و ريشخند ويژهء خود بيان مىدارد كه اين بزرگان نيز آنچه از « ناموس و شوكت يافته‌اند » همه از « . . . دادن » بوده است « 1 » اين ترجيع‌بند بر وزن ترجيع‌بند سعدى است ، و اشعار هزلى در قطعات بيشتر اقتباس از سعدى و انورى و كمال اسمعيل يا نظيره‌گويى از آنها است . معانى آنها نيز گوناگون است از وامدارى گرفته تا بلاى محروميّت جنسى و بىاعتبارى اهل علم و ادب و خوش گذراندن ايّام شتابنده ، سختى ايّام صيام در آنها يافت مىشود . گاهى نيز مطابق روح زمان مردم را به عشق‌بازى مىخواند و مىگويد كه در اين راه خ از حشر مينديشند زيرا كه خدا نسبت به بندگانش لطيف و مهرآور است . 7 . مكتوبات قلندران ، اين رساله شامل دو مكتوب از نوع نوشته‌هايى است كه گويا قلندران روزگار بهم ديگر مىنوشته‌اند . و از طرز نگارش روشن مىگردد كه عبيد با نوشتن آنها آن طايفه را مسخره كرده و گويا نشان داده است كه همچنان كه راه و رسم زندگانى و آداب اجتماعى آن گروه شناخته نيست و با هيچ حساب و كتاب معقولى جور

--> ( 1 ) . اخلاق الاشراف ، 20 - 19 .