خواجه نظام الدين عبيد زاكاني
238
أخلاق الأشراف ( فارسى )
دو را درهم مىآميزند ، و از اين طريق شيطان بر دوستان خود مستولى مىگردد « 1 » . 2 . اخوان الصفاء ، دربارهء انواع منامات [ - خوابها ] بحثى كردهاند و آنها را شش قسم دانستهاند ، و آنگاه دربارهء هر يك از آنها سخن گفتهاند . از جمله دربارهء « اضغاث احلام » مطالبى نوشتهاند كه با آنچه پيش از اين گفتيم چندان تفاوتى ندارد . « 2 » 3 . بابا افضل كاشانى مرقى ( وفات ، حدود 664 ه . ق . ) از جملهء « نصايحى » كه به « اهل حكمت » مىگويد ( مصنّفات ، « تقريرات و فصول مقطّعه » ، 2 / 52 ، مينوى - مهدوى ) مىنويسد : « و بر تن خويش زياده از توانايى خويش تكليف نكند ، و در آنچه دريافتن آن مستحيل باشد سعى ضايع ننمايد ؛ و در همه حال راستى گزيند تا درست انديشه باشد و خوابى كه بيند از اضغاث احلام نباشد » . 4 . ابن تيميّه ( وفات ، 728 ه . ق . ) از ابن فارض شاعر عارف ( وفات ، 632 ه . ق . ) كه ظاهرا سرانجام به مذهب سلف بازگشته - به ادّعاى ابن تيميّه - نقل مىكند ( نقض المنطق ، 62 ، چاپ جماعة انصار السّنّة النبويّة ، 1370 ه . ق . ) : ان كان منزلتى فى الحبّ عندكم * ما قد لقيت فقد ضيّعت احلامى امنيّة ظفرت نفسى بها زمنا * و اليوم احسبها اضغاث احلام اگر پايگاه من در عشق نزد شما آن باشد كه دريافتهام در واقع آرزوهاى خود را بر باد دادهام ؛ روزگارى به آرزوى خود نايل گشتم ، ولى امروز آن را چون خوابهاى پريشان مىپندارم . در ديوان ابن فارض ( 237 ، بيروت ، 1904 ، المطبعة الادبيّه ، امين الخورى ) ، به جاى « لقيت » « رأيت » و به جاى « نفسى » ، « روحى » دارد . 5 . غزّالى ( وفات ، 505 ه . ق . ) گويد ( فضايل الانام ، 10 - 11 ، اقبال آشتيانى ) : « . . . امروز كار بجايى رسيده است كه سخنهايى مىشنوم كه اگر در خواب ديدمى گفتمى اضغاث احلام است . »
--> ( 1 ) . ابن ابى الحديد ، شرح نهج البلاغه ، 3 / 281 - 282 ، محمد ابو الفضل ابراهيم . ( 2 ) . رسائل ، 4 / 89 - 97 و 101 - 103 .