خواجه نظام الدين عبيد زاكاني
225
أخلاق الأشراف ( فارسى )
كلمهء خداوند و هم مظهر اسمى از اسماى الهىاند ، اختصاص داده است ، و هر يك از ايشان به عنوان نمونهء اعلاى انسان كامل معرّفى شده است « 1 » . و چنان كه ياد شد كلمهء اعلاى خداوند و مظهر جامع انسان كامل حضرت محمّد ( ص ) يا « حقيقت محمّديه » است ؛ دوّم اينكه از اين وحدت ، ابن عربى وحدتى ديگر بيرون كشيد كه از همه حيث لطيف است و از لحاظ دينى - اجتماعى نيز اعتبار بسزايى دارد ، و آن وحدت اديان است . چنان كه در يكى از اشعار خود مىگويد : لقد كنت قبل اليوم انكر صاحبى * و ما كان دينى لدينه دان و الآن صار قلبى قابلا كلّ صورة * فمرعى لغزلان و دير لرهبان و بيت لاوثان و كعبة طائف * و الواح توراة و مصحف قرآن ادين بدين الحبّ انّى توجّهت * ركائبه ، فالحبّ دينى و ايمانى « 2 » اگر من پيش از اين يك خام بودم * همه با دوستان دُژكام « 3 » بودم كنون حالى دگر پيدا شد از غيب * همه اهل مذاهب گشت بىعيب دلم هر صورتى را شُد پذيرا * چراگاهِ غزالان دِيرِ ترسا بلى عاشق شدم ، چون عاشقِ مست * پذيرد هرچه را معشوق كرده است همين معنى را مولانا در مثنوى ، در مواضع گوناگون از جمله داستان « موسى و فرعون » و داستان « چهار كس كه انگور مىخواستند خريد » و جز آن ، با تردستى بسيار بسط داده است ، از جمله در اين ابيات ( مثنوى ، 3 / 248 ، علاء ) : هر نبىّ و هر ولى را مَسْلَكى است * چون كه با حق مىبَرَد جُمله يكى است
--> ( 1 ) . ابن عربى ، فصوص الحكم ، 75 ، 120 ، 199 عفيفى . ( 2 ) . ابن عربى ، ترجمان الاشواق ، 20 - 19 ، كمبريج ( افست بيروت ) ، به اهتمام رينولد نيكلسن ، 1957 . باز در همين كتاب ( 20 ، نيكلسن ) مىگويد : ثلّث محبوبى و قد كان واحدا * كما صيّر الاقنام بالذّات اقنما . يا مىگويد ( فصوص الحكم ، 2 / 289 ، عفيفى ) : عقد الخلائق فى الاله عقائدا * و انا اعتقدت جميع ما عقدوه . ( 3 ) . دژكام - اندوهگين و غمناك . و در اينجا يعنى مخالف و بدخواه .