خواجه نظام الدين عبيد زاكاني
221
أخلاق الأشراف ( فارسى )
مهدى گويند ؛ و دانا و بالغ و كامل و مكمّل گويند ؛ و امام و خليفه ، قطب و صاحبزمان گويند ؛ و جام جهاننما و آيينه گيتىنماى و ترياق بزرگ و اكسير اعظم گويند ؛ و عيسى گويند كه مرده زنده كند ؛ و خضر گويند كه آب حيات خورده است ؛ و سليمان گويند كه زبان مرغان مىداند . و اين انسان كامل هميشه در عالم باشد و زيادت از يكى نباشد از جهت آنكه تمامت موجودات همچون يك شخص است ، و انسان كامل دل آن شخص است ، و موجودات بىدل نتوانند بود . پس انسان كامل در عالم زيادت از يكى نباشد . . . اى درويش ! تمامت عالم همچون حقّهيى است پر از افراد موجودات ، و از اين موجودات هيچ چيز و هيچ كس را از خود و از اين حقّه خبر نيست ، الّا انسان كامل را ، كه از خود و از اين حقّه خبر دارد ، و در ملك و ملكوت و جبروت هيچ چيز بر وى پوشيده نمانده است . اشياء را كماهى و حكمت اشياء را كماهى مىداند و مىبيند . و انسان كامل زبده و خلاصه موجودات آدميان است ؛ موجودات جمله به يك بار در تحت نظر انسان كاملاند : هم به صورت و هم به معنى » ( الانسان الكامل ، 171 ) . 3 . تاريخچهء مفهوم انسان كامل - بعضى از پژوهشگران اسلامى كوشيدهاند بگويند كه مفهوم انسان كامل ، از مفاهيمى است كه در عالم اسلامى بوجود آمده است . ولى درست اينست كه نشانههايى از اين انديشه در عقايد هندوان ، ايرانيان و يونانيان ، يهود و ترسايان پيش از اسلام نيز وجود داشته و پژوهندگان جديد كم و بيش مأخذ آنها را نشان دادهاند . نخست بايد گفت كه دربارهء اين نظريّهء صوفيان ، آثارى از انديشههاى گنوسى « 1 » يعنى عرفان يونانى و مسيحى به چشم مىخورد . و نيز انسان كامل صوفيان ، انسان قديم مانويان است و همينطور است مفهوم آدام قادمون « 2 » در كابالاى « 3 » يهود . امّا بر پايهء عقايد اسلامى ، نماينده ابرمرد يا انسان كامل
--> ( 1 ) . . Gnosis ; Gnosticism . ( 2 ) . . A ? da ? m Kadmo ? n . ( 3 ) . : - Kabba ? la ; Kabbalism - كابالا ( - در متون اسلامى و دينى بيشتر به صورت « قبّاله » مىآيد ، -