خواجه نظام الدين عبيد زاكاني

199

أخلاق الأشراف ( فارسى )

نيابد . مرد بايد كه تا بتواند پيش مخدومان و دوستان خوش آمد و دروغ و سخن به ريا گويد « 1 » و صدق الامير « 2 » كار فرمايد « 3 » ؛ هر چه بر مزاج مردم راست آيد « 4 » آن در لفظ آرد . مثلا اگر بزرگى در نيمشب گويد كه « اينك نماز پيشين « 5 » است » ، در حال پيش جهد و گويد كه

--> ( 1 ) . بسنجيد با پندهاى 17 و 89 از « صد پند » عبيد ( كلّيّات ، 172 ، اقبال ) « در راستى و وفادارى مبالغه مكنيد تا به قولنج و امراض ديگر مبتلا نشويد » ، « تا توانيد سخن حقّ مگوييد تا بر دل‌ها گران نشويد و مردم بىسبب از شما نرنجند . » ( 2 ) . صدق الامير ، راست گفت امير ، درست مىفرمايد فرمانروا يا پادشاه . نجم الدّين رازى در واجبات وزير نسبت به پادشاه آرد ( مرصاد العباد ، 470 ، دكتر رياحى ) : « و در خدمت او به نفاق زندگانى نكند ، چنان كه در حضور خوش آمد او گويد ، و به هر نيك و بد كه كند يا گويد صدق الامير زند و مزاج او نگاه دارد ، و چون بيرون آيد مساوى او گويد . . . » همو آرد ( همانجا ، 485 - در انتقاد علماى سوء و زاهدان مرائى ) : « . . . علماء سوء و زاهدان مرائى . . . پيوسته به درگاه ملوك به ذلّت مىگردند ، . . . و به مداهنه به هر باطل كه ايشان مىكنند يا مىگويند صدق الامير مىزنند ، و . . . ترك امر به معروف و نهى [ از ] منكر مىكنند . » ( 3 ) . كار فرمايد ، به كار برد ، استعمال كند . در تاريخ سيستان ( 291 ، بهار ) آرد : « ياران حسين على همه در برابر دست به تير انداختن بردند ، و ديگر سلاح‌ها كار نفرمودند » . ( 4 ) . راست آيد يعنى موافق باشد . ( 5 ) . نماز پيشين يعنى نماز ظهر . بيهقى آرد ( تاريخ ، 452 - 453 ، فيّاض ) « مقرّر گشت مردمان را كه به جاى پدر او [ - هارون خوارزمشاه ] خواهد بود . و ميان دو نماز پيشين و ديگر [ نماز عصر ] به خانه‌ها بازشدند » و همو در ذكر سيل شهر باميان ( سال 422 ه . ق . ) آرد : « . . . و ديگر روز از دو جانب رود مردم ايستاده بودند به نظاره ، نزديك نماز پيشين . . . مدد سيل بگسست » ( 343 ) ، و نيز « امير [ مسعود غزنوى ] تا نزديك نماز پيشين ببود چندانكه نديمان بيرونى بازگشتند ، پس به صفّهء نائبان آمد . . . ، و آنجا مجلسى خسروانى ساخته بودند و نديمان خاصّ و مطربان آنجا آمدند و تا نماز ديگر ببود . پس از آن بازگشتند » ( 657 ) . « و نماز ظهر را پيشين از آن گويند كه جبرئيل -