خواجه نظام الدين عبيد زاكاني
183
أخلاق الأشراف ( فارسى )
ابد الآباد « 1 » در دوزخ باشند و با همديگر شطرنج آتشين بازند . چنان كه در اخبار نبوى و آثار
--> - سوق داده شوند . عبيد در « رسالهء دلگشا » ( حكايت 143 از بخش فارسى ، اقبال ) نيز اين واژه را به كار برده است « لركى در مجلس وعظ حاضر شد ، واعظ مىگفت : صراط از موى باريكتر باشد و از شمشير تيزتر ؛ و روز قيامت همه كس را بر او بايد گذشت . لرك برخاست و گفت : مولانا آنجا هيچ دارا بزينى يا چيزى باشد كه دست در آنجا زنند و بگذرند ؟ گفت : نه . گفت : نيك به ريش خود مىخندى ، و اللّه اگر مرغ باشد از آنجا نتواند گذشت ! » طنز عبيد ظاهرا بىجهت نيست ، چه اوّلا وصف صراط بدينگونه در قرآن مجيد نيامده ؛ ثانيا از لحاظ درايهء حديث ، حديث مذكور يا مرسل است يا مرفوع و صحيح و حسن نيست ؛ براى شيعه نيز حقيقت آن روشن نيست چون در سلسلهء راويان آن ابو هريره هم ديده مىشود ، و شيخ مفيد و صدوق و مجلسى هر سه گفتهاند كه « كتاب خدا در اينباره تفصيل نداده است » و لذا آن را فى الجمله پذيرفتهاند ، و برخى نيز گفتهاند : « مقصود از صراط ، به استعاره و تمثّل ، طريق و مسلكى است كه به غايت پسنديده برساند » ؛ و آن طريق و مسلك امير مؤمنان على ( ع ) است كه سلوك آن دشوار است و بر همه آسان نيست ( - مفيد ، اوايل المقالات ، 90 - 91 ، واعظ چراندابى ؛ صدوق . شرح العقايد ، 224 - 225 ؛ مجلسى ، بحار الانوار ، 14 / 411 - 412 ، طبع كمپانى ) و خواجهء طوسى در بيان اين معنى ، نكتهيى آورده كه به عقيدهء نگارنده از غالب اين اقوال معقولتر و حكيمانهتر است : « و آنچه در بعضى اشارات نواميس آمده است كه صراط . . . از موى باريكتر و از شمشير تيزتر بود ، عبارت از التزام طريق فضايل باشد . . . » ( اخلاق ناصرى ، 118 ، مينوى - حيدرى ) . در زبان فارسى گاه پل ( و گاه به ضرورت شعرى پول ) صراط نيز به كار رفته است ، و اين از مقولهء اضافه شئ بنفس خويش ( يا نوعى اضافهء بيانى ) است ، و نظاير بسيار دارد : شب ليلة القدر ، مسجد الجامع ، سنگ حجر الاسود و شجر الاراك . مولوى گويد ( مثنوى ، 2 / 3147 ، نيكلسن ) : صبر چون پُولِ صراط آن سو بهشت * هست با هر خوب يك لالاىِ زشت تا ز لالا مىگريزى وصل نيست * زانكه لالا را ز شاهِد فَصْل نيست . ( 1 ) . ابد الآباد ، به معنى « هميشه » و « تا پايان هستى » مىآيد ، مقابل ازل الآزال . در -