خواجه نظام الدين عبيد زاكاني
168
أخلاق الأشراف ( فارسى )
و طمأنينتى « 1 » حاصل شده باشد كه غضب به آسانى تحريك او نتواند كرد ، و اگر مكروهى به دو رسد در اضطراب نيفتد . از حضرت رسالت مروى است كه « الحلم حجاب الآفات « 2 » » . لفظ حليم را چون مقلوب كنى ملح شود ، و از اينجا گفتهاند كه « الحلم ملح الاخلاق « 3 » » . شاعر حلم ممدوح را بدين سياق ستوده : شكست از بارِ حِلْمت كوه را پُشت * كه برجا ماند همچون مُبتلايى يكى ناچار گردد قابِلِ كَسْر * دو ساكن را چو باشد التقايى « 4 » - مذهب مختار راستى اصحابنا نيز اين خلق را بكلّى « 5 » منع نمىفرمايند . مىگويند كه اگرچه آن
--> ( 1 ) . طمأنينه ( - مصدر إطمأنّ ) - الاطمينان و سكون النّفس ( الرائد ) - سكون و قرار ؛ آرامش دل . ( 2 ) . بردبارى ، پوشش زيانهاست . در التمثيل و المحاضره ( 413 ، حلو ) جزو امثال ياد شده است ، و در كتب حديث ديده نشد ، و ظاهرا حديث نيست . ( 3 ) . بردبارى نمك اخلاق است ، - التمثيل و المحاضره ( 415 ، حلو ) . ( 4 ) . گويندهء اين دو بيت ( قطعه ) را نيافتم . در بيت دوم از مبحث صرفى « التقاء ساكنين » يعنى به هم رسيدن دو ساكن تلميح كرده و مقصود از آن اينست كه : در زبان تازى برخورد دو حرف ساكن ( صامت ) به هم روا نيست ، مثلا در فيلم ( لام و ميم ) و در فارس ( راء و سين ) ، كه عرب ناگزير آن را فيلم و فارس ( به كسر لام و راء ) تلفّظ مىكنند . عبيد اين تعبير را با طنز لطيفى در جاى ديگر هم به كار برده است ( - « تعريفات ملّا دو پيازه » ) : « الالتقاء الساكنين : دو طالب علم در يك جا ! » ( 5 ) . بكلّى - يكسره ، كاملا . مولوى گويد ( مثنوى 2 / 1269 ، نيكلسن ) : هين مگو فردا كه فرداها گذشت * تا بكُلّى نگذرد ايّام كشت . خواجوى كرمانى گويد ( ديوان ، 78 ، سهيلى خوانسارى ) : -