خواجه نظام الدين عبيد زاكاني

16

أخلاق الأشراف ( فارسى )

كه اكنون از نام حقيقى آن دودمان حتّى خاطره‌يى بر جاى نمانده است . و اين دودمان دعاوى دور و درازى نسبت به ايالتى كه واپسين مالك آن ناگهانى و به سكته مرده است داشته‌اند . شهريار و اطرافيان او بدون اشكال و بىدرنگ نتيجه مىگيرند كه آن ايالت من عند اللّه متعلّق به اين شهريار بوده است . مردم اين ايالت بيهوده اعتراض مىكنند كه او را نمىشناسند ؛ و انسان دست‌كم بايد رضايت مردمى را كه براى آنها قانون وضع مىكند و حاكم مىفرستد ، داشته باشد . اين بحثها و گفت‌وگوها حتّى به گوش شهريار نمىرسد زيرا حقوق خود را مسلّم و بلامنازع مىپندارد . وى بىدرنگ مردان زيادى را كه كاره‌يى نيستند و چيزى هم براى از دست دادن ندارند گرد مىآورد . آنان را به لباسهاى سنگين آبى رنگ . . . ملبّس ساخته ، طناب سفيدى بر گرد كلاه‌هاى آنان مىبندد ، آنان را به راست و چپ مىچرخاند و آنگاه به سوى پيروزى رهسپارشان مىكند . شهرياران ديگر نيز كه اين بىبند و بارى را شنيده‌اند هر يك فراخور امكانات خود در اين كار شركت مىجويند و هر يك قطعه زمينى را توسّط آدم‌كشان مزدورى كه تعدادشان بيشتر از مردان چنگيزخان ، تيمورلنگ ، با يزيد ( سلطان عثمانى ) بوده و به كمك آنها هر مشكلى را از سر راه خود دور مىكرده‌اند ، اشغال مىكنند » « 1 » . بحث بيشتر در انديشه‌هاى دينى ، اخلاقى ، و سياسى عبيد پس از اين خواهد آمد ، اين چند مورد را در اينجا براى آن ياد كرديم تا خوانندگان گرامى بدانند ما بىجهت عبيد را بزرگ نمىدانيم ، و بىدليل او را در زمرهء دانشمندان و فرزانگان ياد نكرده‌ايم . و در خانه اگر كس است همين اندازه بس است . 2 . آثار پيش از هر چيز بايد گفت كه آثار عبيد بر دو گروه است : جدّى و هزلى ، يا اديبانه و شوخ‌طبعانه . من در اينجا از نوشته‌هاى اديبانه و جدّى او چيزى جز شرح و تاريخ تأليف

--> ( 1 ) . trans . , by Theodore Besterman , London ( Penguin ، 232 . Voltaire , Philosophical Dictionary , P 1971 ، . Books .