خواجه نظام الدين عبيد زاكاني
147
أخلاق الأشراف ( فارسى )
- مذهب مختار چون بزرگان ما كه به رزانت راى « 1 » و دقّت نظر از اكابر ادوار سابق مستثنىاند به استقصاى « 2 » هر چه تمامتر در اين باب تأمّل فرمودند ، رأى انور ايشان بر عيوب اين سيرت واقف شد . لا جرم در ضبط اموال و طراوت احوال خود كوشيده نصّ تنزيل را كه كُلُوا
--> - در حديث ديگرى آمده ( نجم رازى ، مرصاد العباد ، 507 ، 665 ، رياحى ) : « السّخاء شجرة تنبت فى الجنّة » . اسدى طوسى اين حديث را نظم كرده ( گرشاسبنامه ، 80 - 479 ، يغمايى ) : چو از داد پرداختى راد باش * وز اين هر دو پيوسته دلشاد باش كه بهتر هنر آدمى را سخاست * سخا در جهان پيشهء انبياست سخاوت درختى است اندر بهشت * كه يزدانش از حكمتِ محض كِشت عبد الواسع جبلى در قصيدهء معروف : منسوخ شد مروّت و معدوم شد وفا * وز هر دو نام ماند چو سيمرغ و كيميا . . . هر عاقلى به زاويهيى مانده مُمتحن * هر فاضلى به داهيهيى گشته مُبتلا . . . گويد ( ديوان ، 14 - 15 ، دكتر صفا ، امير كبير ) : قومى رَهِ مُنازعتِ من گرفتهاند * بىعقل و بىكفايت و بىفضل و بىدها من جز به شخص نيستم آن قوم را نظير * شمشير جز به رنگ نماند به گندنا اين قصيده در ديوان سنائى ( 48 - 51 ، مدرّس ) آمده ، ولى چنان كه آن مرحوم نيز تذكر دادهاند ، از سنائى نيست . ( 1 ) . رزانت ، استوارى ؛ گرانمايگى . رزانت رأى يعنى استوارى انديشه ( مصادر و غياث ) . ( 2 ) . استقصاء ، در هر كارى كوشش را به حدّ نهايت رسانيدن ( مصادر زوزنى ) . در كليله ( 21 ، مينوى ) آرد « . . . و سومى كافى ناصح كه خراجها و حقوق بيت المال بر وجه استقصا طلب كند و بر رعيت حملى روا ندارد كه من [ - منصور عبّاسى ] از ظلم او بيزارم » .