خواجه نظام الدين عبيد زاكاني

12

أخلاق الأشراف ( فارسى )

رساله پيش مىرود به طنز عميق و انتقاد كوبنده‌يى كه عبيد در هر يك از سطور رسالهء خويش درج كرده ، آگاه مىگردد . شيوهء بيان او چنين است كه نخست هر يك از فضايل گوناگون اخلاقى مانند حكمت ، شجاعت ، عفّت ، عدالت ، سخاوت ، حلم ، حياء ، وفا ، صدق ، و رحمت و شفقت را به تعبير دانشمندان اخلاق مانند ابو على مسكويه ( وفات ، 421 ه . ق . ) و خواجه نصير طوسى ( وفات ، 672 ه . ق . ) بيان مىكند ، و آن را مذهب منسوخ و « به غايت مجوّف و مكرّر » مىخواند ، آنگاه مذهب مختار معاصران خود را در تعريف اين معانى ياد مىكند و جهانى از نفرت و طنز خنده‌ناك در لفافهء بيان خود ارائه مىدهد . و از اين نظر عبيد با ماكياولى « 1 » ( 1469 - 1527 م ) شباهت تامّ دارد ، چه ماكياولى نيز صداقت و پاكى سياسى را در رسالهء گفتار دربارهء ده كتاب اوّل از لوى « 2 » ستوده است ، ولى در رسالهء امير « 3 » ( شهزاده ) ، امير را به انجام هر كارى كه او را در مقام خود استوارتر سازد سفارش مىكند ، يك جا مىگويد « اگر شهزاده‌يى مىخواهد سلطنت خود را ادامه دهد بايد ياد بگيرد كه چگونه با فضيلت نباشد ، زيرا حقيقت اين است كه كسى كه مىخواهد در هر كارى بر پايهء فضيلت رفتار كند به ضرورت گرفتار غصّه و سختى مىشود . . . ، لذا امير بايد از روباه و شير هر دو ياد بگيرد ؛ زيرا شير در برابر دامها بىدفاع است و روباه در برابر گرگان . از اين روى ، امير بايد هم روباه باشد كه دامها را تشخيص بدهد ، و هم شير باشد تا گرگان را بترساند و از خود دور سازد » « 4 » . همين‌طور ماكياولى براى روشن كردن مقصود خويش براى دوك لورنزو « 5 » ، يعنى اربينو مثالى عينى مىآورد ، و مىگويد : « حاكم معاصرى ، كه بهتر است نام او را نبرم از چيزى جز صلح و خيرخواهى دم نمىزند ؛ درحالى كه او دشمن اين هر دو است ، و اگر او به يكى از اين دو عمل مىكرد

--> ( 1 ) . . Machiavelli , Niccolo . ( 2 ) . . The Discourses on The First Decade of Livy . ( 3 ) . . The Prince . ( 4 ) . 1975 ، ( Eng . , tr . , by George Bull , London ( Penguin Books ، 99 . . The Prince , P . ( 5 ) . . Duke of Lorenzo , Urbino .