خواجه نظام الدين عبيد زاكاني

100

أخلاق الأشراف ( فارسى )

ضلالت و جهالت بسر برده . هر كس كه اين سيرت ورزد ، او را از زندگانى هيچ بهره نباشد . در نصّ « 1 » تنزيل « 2 » آورده است كه : « . . . أَنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زِينَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَ تَكاثُرٌ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ . . . » « 3 » و معنى آن چنين فهم فرموده‌اند كه مقصود از

--> - اسباب و علل افعال او شدى ، و آن شنيع و قبيح بود . . . » ( اخلاق ناصرى ، 91 - 92 ، مينوى - حيدرى ) . ( 1 ) . نصّ ، در لغت متن و اصل كلام را گويند . النّصّ : من الكلام ، اصله و متنه ( لسان ) ، و در اصطلاح مفسّران ، سخنى است كه جز يك معنى نداشته باشد ، و گفته‌اند : سخنى است كه احتمال تأويل در آن نباشد . النصّ ما لا يحتمل الّا معنىّ واحدا ، و قيل ما لا يحتمل التأويل ( تعريفات ، 215 ) . سنائى گويد ( حديقه ، 71 ، مدرّس ) : مُتشابه بخوان در آن مآويز * وز خيالاتِ بيهده بگُريز آنچه نَصّ است جُمله آمَنّا * و آنچه اخبار نيز سَلَّمنا ( 2 ) . تنزيل - فرو فرستادن ، و در اصطلاح عبارت از ظهور قرآن بر حسب احتياج امّت اسلامى است بواسطهء جبرئيل بر قلب پيامبر اكرم ( ص ) . و فرق ميان انزال و تنزيل ، كه هر دو در قرآن مجيد آمده اين است كه انزال را در مورد ناگهانى و دفعى و يكباره فرستادن به كار مىبرند ، در حالى كه تنزيل در تدريج و تفريق به كار مىرود ؛ يا تنزيل به معنى اندك‌اندك و « نجم نجم » فرود آوردن است ، ولى انزال عامّ است هم تدريج را و هم يكباره فرود آوردن را ( جرجانى ، تعريفات ، 60 - 61 ؛ راغب اصفهانى ، مفردات ، 489 ، كيلانى ) . در قرآن مجيد ، غالبا تنزيل به معنى منزّل به كار رفته ( - فرود آمده ) ؛ عبيد نيز به همين شيوه يعنى به معنى « قرآن » استعمال كرده است . ( 3 ) . انّما الحيوة . . . ، همانا زندگانى دنيا بازى و بيهودگى و تفاخر ميان شماست و افزونى است در خواسته‌ها و فرزندان . . . ( سورهء حديد ، 57 / آيهء 20 ) . بايد در نظر داشت كه مقصود عبيد در اينجا طنز و تسخر زدن است و به تهكّم مانند معاصران خود مىگويد كه معنى آيه اينست كه حيات دنيا عبارت از خوردن و بازى كردن و آذين بستن و به همديگر فخر فروختن و مال و فرزند زياد داشتن است ، نه آن معنى عرفانى كه معمولا پيشينيان از آن استنباط مىكرده‌اند يعنى خوار داشتن دنيا و بيقدر دانستن آن در جنب آخرت .