السيد عبد الكريم بن طاووس ( مترجم : مجلسي )

84

فرحة الغري ( فارسي )

بوده است كه مانع بوده است از آنكه سيلاب به مقابر كوفه و خانه‌ها برسد و اكنون مدينهء مقدّسه غرى را به آن اعتبار نجف مىگويند - ، نزد تلكهاى سفيد از مركب به زير آمدند و اسماعيل و من پياده شديم و آن حضرت نماز كردند و ما نيز نماز كرديم . پس حضرت فرمود به اسماعيل كه برخيز و بر جدّت ، امام حسين ( ع ) ، سلام كن . من گفتم : فداى تو گردم ! مگر امام حسين در كربلا نيست ؟ حضرت فرمود كه بلى و ليكن وقتى كه سر مبارك آن حضرت را به شام بردند شخصى از مواليان ما سر را دزديد و دفن كرد در پهلوى حضرت امير المؤمنين ( ع ) . و منقولست به دو سند معتبر از ابو بصير كه گفت از حضرت صادق ( ع ) پرسيدم كه كجا مدفون شد حضرت امير المؤمنين ( ع ) ؟ فرمود كه در قبر پدرش حضرت نوح . گفتم : قبر نوح كجاست ؟ مردم مىگويند كه حضرت امير در مسجد كوفه مدفون است . فرمودند كه نه ، در بلندى پشت كوفه يعنى نجف اشرف مدفونست . و منقولست از عبد الله بن طلحه كه گفت داخل شدم بر حضرت امام جعفر صادق ( ع ) و با آن حضرت رفتيم تا به غرى رسيديم و در موضعى آن حضرت نماز كردند و فرمودند به فرزند خود اسماعيل كه برخيز و نماز كن پيش سر پدرت ، امام حسين . عرض كردم كه مگر سر آن حضرت را به شام نبردند ؟ فرمود كه بلى ، و ليكن فلان شخص از مواليان ما دزديد و آورد و در اينجا دفن كرد . و مرويست كه حضرت امام جعفر صادق ( ع ) به شخصى فرمودند كه در پهلوى كوفه قبرى هست كه هيچ مكروب و غمناك به زيارت آن قبر نمىآيد مگر آنكه حق - سبحانه و تعالى - غم او را زايل مىگرداند و حوايج او را برمىآورد . آن شخص گفت كه قبر حضرت امام حسين ( ع ) را مىفرمائيد ؟ به سر مبارك اشاره فرمودند كه نه . گفت : قبر حضرت امير المؤمنين ( ع ) ؟ به سر اشاره فرمودند كه بلى . و همين حديث را بعينه بعد از اين به سند معتبر از داود بن فرقد روايت كرده است . و مرويست به دو سند معتبر از يونس بن ظبيان كه در وقتى كه حضرت امام جعفر صادق ( ع ) به حيره آمدند ، به خدمت آن حضرت رفتم و با آن حضرت رفتيم به يك