السيد عبد الكريم بن طاووس ( مترجم : مجلسي )

82

فرحة الغري ( فارسي )

خنكى تناول فرمائيد . آن حضرت پا را از زين گردانيدند و به زير آمدند و بر وساده تكيه فرمودند و به درخت خرما نظر كردند و فرمودند كه يا شيخ ! اين درخت خرما را به چه نام مىخوانيد ؟ گفتم : يا ابن رسول الله ! اين درخت را صرفانه مىگويند . حضرت گفت : خدا ترا رحمت كند ! و الله اين درخت نامش عجوه است ؛ درخت خرمائيست كه حضرت عيسى در زير آن متولَّد شدند و حضرت مريم از خرماى آن درخت ميل فرمودند . پس حضرت فرمود كه ازين درخت از براى ما خرما بچين . چيدم و در طبقى گذاشتم و نزد آن حضرت آوردم . بسيار از آن ميل فرمودند . گفتم : فداى تو شوم من و پدرم و مادرم ! اين قبرى كه از جانب آن تشريف مىآوريد ، قبر حضرت امام حسين است ؟ فرمود : بلى و الله اى شيخ ! اگر اين قبر در مدينه مىبود چنان كه به حج مىرويم به اين زيارت خواستيم رفت . گفتم : اين قبرى كه در پشت كوفه است ، قبر حضرت امير المؤمنين است ؟ فرمود كه بلى و الله اى شيخ ! و اگر اين قبر در حوالى مدينه مىبود هر آينه چنانچه اهتمام در حج مىكنيم در زيارت آن حضرت مىكرديم . بعد از آن سوار شدند و روانه شدند . و منقول است از معلَّى بن خنيس كه گفت با حضرت امام جعفر صادق ( ع ) بودم در حيره ؛ به ملازمان فرمود كه جاى مرا در صحرا بيندازيد و جاى معلَّى را نزديك سر من بيندازيد . بعد از آن تشريف آوردند و خوابيدند و من نزديك سر آن حضرت آمدم . گمان كردم كه آن حضرت در خوابند . مرا آواز دادند كه يا معلَّى ! گفتم : لبّيك . فرمودند كه مىبينى اين ستاره‌ها را چه بسيار خوش آينده و نيكوست ؟ گفتم : بسيار نيكوست . فرمودند كه اين ستارگان امان اهل آسمانند ؛ وقتى كه اينها بر طرف مىشود ، مىآيد اهل آسمان را آنچه وعده داده‌اند ايشان را از قيامت و احوال آن ؛ و ما امان اهل زمينيم و سبب ايمنى ايشانيم از عذاب الهى و چون ما از زمين مىرويم مىآيد بر سر اهل زمين آنچه وعده داده‌اند ايشان را از انقضاى دنيا و قيام قيامت و حلول عذاب الهى . بعد از آن فرمود كه ملازمان را بگو كه استر و درازگوش را زين كنند و فرمود كه بر استر سوار شو . گفتم كه من بر استر سوار شوم ؟ فرمود كه مىگويم سوار شو ، اطاعت كن . پس من بر استر سوار شدم و آن حضرت بر درازگوش سوار شدند و روانه شديم و آمديم تا به غريين رسيديم .