السيد عبد الكريم بن طاووس ( مترجم : مجلسي )

71

فرحة الغري ( فارسي )

اين را نوح در آنجا از براى على بن ابى طالب ذخيره گذاشته ؛ پس آن حضرت را دفن كرديم و از ديدن اين معجزات كه دلالت بر جلالت قدر و منزلت آن حضرت مىكرد خشنود برگشتيم . در راه جمعى از شيعيان به ما رسيدند كه به نماز حاضر نشده بودند . ما ايشان را خبر داديم به آنچه گذشته بود و به اكرام خداوند عالميان نسبت به امير المؤمنين ( ع ) ؛ پس ايشان گفتند كه ما مىخواهيم كه از كرامات آن حضرت آنچه ديده‌ايد ، مشاهده كنيم . ما گفتيم كه اثر قبر را محو كرديم و علامتى نگذاشتيم كه توان دانست ، چنانچه آن حضرت وصيّت فرموده بودند . پس ايشان رفتند به طرف قبر و برگشتند و گفتند كه ما قبر را شكافتيم كسى را در قبر نيافتيم . و جعفر بن محمّد بن قولويه به اسناد خود روايت كرده از حسين حلال از جدّش كه از حضرت امام حسن ( ع ) سؤال كرديم كه حضرت امير را در كجا دفن كرديد ؟ فرمود كه شب آن حضرت را بيرون برديم و از مسجد اشعث گذشتيم و در بيرون كوفه به طرف غرى دفن كرديم . و خبر داد مرا وزير سعادتمند خاتم العلماء ، خواجه نصير طوسى ( ره ) به اسناد خود از ابى مطر كه چون بدبختترين پيشينيان و پسينيان ، ابن ملجم - عليه اللَّعنة - ، حضرت امير المؤمنين ( ع ) را ضربت زد ، حضرت امام حسن ( ع ) از پدر عالى مقدار پرسيد كه ابن ملجم را بكشم ؟ حضرت فرمودند كه نه ، او را حبس كن ، و بعد از فوت من او را بكش ، و چون رحلت نمايم مرا دفن كنيد درين پشت كوفه در قبر دو برادرم حضرت هود و حضرت صالح . و ايضا خواجه نصير ( ره ) به اسناد خود روايت كرد از ابو طالب كه گفت سؤال كردم از حضرت امام حسن ( ع ) كه كجا دفن كرديد حضرت امير را ؟ فرمود كه بر كنار رودى كه محلّ مرور سيلاب است و شب آن حضرت را از مسجد اشعث گذرانيديم و آن حضرت فرمود كه مرا در قبر برادرم ، حضرت هود ، دفن كنيد . و اين دو حديث را از خطَّ شيخ طوسى ( ره ) نقل كردم . و ايضا منقولست از حسين سركه فروش از جدّش كه گفت از حضرت امام حسن ( ع )