السيد عبد الكريم بن طاووس ( مترجم : مجلسي )

69

فرحة الغري ( فارسي )

ذكر كرديم سابقا . و جعفر بن مبشر در كتاب خود روايت كرده است به اسناد خود از ابى عبد الله جدلى كه چون حضرت امير ( ع ) را هنگام ارتحال به عالم وصال شد ، به حضرت امام حسن ( ع ) وصيّت فرمود كه اى فرزند ! من درين شب از دار فنا رحلت خواهم كرد . مرا غسل بده و كفن درپوشان و حنوط كن از كافورى كه از بهشت آوردند و جدّت رسول خدا را به آن حنوط كردند و مرا در تابوت بگذار و هيچ يك از شما نزديك پيش تابوت ميائيد كه بىآنكه كسى بردارد برداشته خواهد شد ، و وقتى كه جانب سر تابوت از زمين برخيزد ، شما طرف ديگر را برداريد ، و به هر طرف كه سر تابوت برود ، از عقب آن برويد ، و هر گاه طرف پيش تابوت ميل به زمين كند ، شما طرف ديگر را بر زمين گذاريد ؛ پس پيش آى - اى فرزند ! - و بر من هفت تكبير بگو و اين جايز نيست از براى كسى بعد از من مگر از براى شخصى از فرزندان من كه در آخر الزّمان بيرون خواهد آمد و هر ناراستى كه در حق به هم رسيده است درست خواهد كرد و هر بدعتى كه در دين به هم رسيده است بر طرف خواهد كرد ؛ پس چون از نماز فارغ شوى ، بر دور تابوت خطَّى بكش و موضع تابوت را نشان كن ؛ بعد از آن بجاى تابوت ، قبرى از براى من بكن ؛ پس لحد از براى من بساز و خواهى رسيدن به تخته اى كه پدرم ، حضرت نوح ( ع ) ، از جهت من در آنجا مقرّر ساخته ؛ مرا بر روى آن تخته بگذار و هفت خشت بزرگ بر روى لحد بگذار و لحظه اى صبر كن ؛ پس در قبر نظر كن كه مرا نخواهى ديد در لحد من . و روايتى از ابن بابويه ( ره ) درين باب به ما رسيده است كه اظهر است درين معنى . روايت كرده است به اسناد خود از امّ كلثوم ، دختر حضرت امير المؤمنين ( ع ) ، كه او گفت كه آخر سخنى كه پدرم به برادرانم ، حضرت امام حسن و امام حسين - صلوات الله عليهما - ، گفت ، اين بود كه اى فرزندان ! چون من از دنيا رحلت نمايم مرا غسل دهيد و جسد مرا خشك كنيد از برد يمنى كه رسول خدا و فاطمه - صلوات الله عليهما - را از آن خشك كرديد و مرا در تابوت گذاشته چيزى بر من بپوشانيد ؛ پس نظر كنيد هر گاه پيش تابوت بلند شود عقب آن را برداريد . امّ كلثوم گويد كه بيرون آمدم كه تشييع جنازهء پدر