علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )

92

آيين حكمرانى ( فارسى )

مىدانسته او مسلمان است ضامن ديه و كفاره اوست و چنانچه نمىدانسته او مسلمان است ، تنها ضامن ديه وى است . پى كردن اسبان مشركان ، اگر كه بر اين اسبان مىنشينند و به پيكار مىآيند جايز است ، هر چند برخى فقيهان از پى كردن اسبان نهى كرده‌اند . اين در حالى است كه در نبرد احد ، حنظلة بن راهب اسب ابو سفيان بن حرب را پى كرد و بالاى سر ابو سفيان ايستاد تا او را بكشد . در اين هنگام ابن شعوب او را ديد . پس به همارودى حنظله آمد ، درحالىكه مىگفت : از هم‌كيش خود و نيز از خويش دفاع مىكنم با ضربتى كه پرتو خورشيد را مىماند « 1 » . وى سپس ضربتى بر حنظله فرود آورد و او را كشت و ابو سفيان را از وى رهانيد . بدين‌سان ابو سفيان نجات يافت ، درحالىكه مىگفت : پيوسته كره اسب من سگ آنان را دور مىكند ، از صبحگاه تا هنگامى كه غروب نزديك شود . با همهء آنان پيكار مىكنم و كسى را كه ياراى چيرگى داشته باشم مىجويم و آن‌ها را با نوك نيزه خويش از خود مىرانم . اگر مىخواستم اسبى بلند قامت و چابك مرا نجات مىداد و وامدار منّت ابن شعوب نمىشدم « 2 » . اين ابيات به ابن شعوب رسيد و چون ابو سفيان او را سپاس نگزارده بود ، در پاسخ وى اين گونه گفت : اى پسر حرب ، اگر دفاع من و حضور من بود ، تو را در آن روز كه گرد و خاك جنگ فرو نشست در حالى مىيافتند كه به هيچ صدايى پاسخى نمىدهى . اگر هجوم همان كره اسب در آن پيكار نبود ، كفتاران و سگانى بر روى بندبند از هم گسيختهء تن او پارس مىكردند « 3 » .

--> ( 1 ) . بيتى است از بحر عريض لاحمين صاحبى و نفسى * بطعنة مثل شعاع الشمس اين بيت و نيز ماجراى ياد شده را بنگريد در : طبرى ، تاريخ الامم و الملوك ، ج 2 ، ص 69 ؛ ابن كثير ، البداية و النهاية ، ج 4 ، ص 21 . ناگفته نماند هيچ‌كدام از اين دو منبع از پى كردن اسب ابو سفيان به دست حنظله سخن به ميان نياورده‌اند - م . ( 2 ) . چند بيتى است از باب طويل : و مازال مهرى مزجر الكلب منهم * لدن غدوة حتى دنت لغروب اقاتلهم طرا وادعو لغالب * و ادفعهم عنى بركن صليب و لو شئت نجانى حصان طمرة * و لم احمل النعماء لابن شعوب ابيات را بنگريد در : طبرى ، تاريخ الامم و الملوك ، ج 2 ، ص 69 ؛ ابن كثير ، البداية و النهايه ، ج 4 ، ص 21 - م . ( 3 ) . ابياتى است از بحر طويل :