علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )
86
آيين حكمرانى ( فارسى )
كردند و هريك ضربت خويش را در تن ديگرى نشاندند . در نتيجه ، شيبه در دم كشته شد و عبيده را نيز درحالىكه زخمى شده و پايش شكافته بود از صحنه پيكار بردند . او در صفراء درگذشت . كعب بن مالك در رثاى او چنين سروده است : اى چشم گشاده دستى كن و باران اشك خويش را دريغ مدار و كم فرو مريز ، بر مهترى ، كه رفتنش لرزه بر انداممان افكند ، همو كه خوش سيماى و نيكونهاد بود . عبيده ، آنكه رفته است و ديگر در هيچ خوشايند و ناخوشايند كه پيشامد كند ما را به دو اميد نيست . او مردان پيكار را پشتيبانى مىكرد و به شمشير برّان خود پشتوانه لشكر بود . « 1 » بعدها هند دختر عتبه براى وحشى نذرى كرد كه چنانچه حمزه رضى اللّه عنه را در برابر كشته شدن پدرش بكشد ، آن نذر را براى او ادا كند . چون وحشى حمزه را در احد به قتل رساند هند شكم وى را دريد و جگر وى را به دندان گرفت و شعرى بدين مضمون بر زبان آورد : ما شما را به سزاى نبرد بدر رسانديم و جنگ در پى جنگ شعله مىافروزد مرا نه در غم عتبه شكيب بود و نه در اندوه برادرم و عمويش و بكر امروز دل مرا خنك كردى و نذرم را ادا كردى و - اى وحشى - آن آتشى را كه در سينهام مىجوشيد فرونشاندى پس در هميشهء عمرم سپاس وحشى بر من است ، تا آن زمان كه گور استخوانهاى مرا در آغوش گيرد « 2 » . بدينسان پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله پذيرفت كه نزديكترين كسان او از خاندان بنى هاشم و
--> ( 1 ) . چهار بيت است از بحر عروضى متقارب : ايا عين جودى و لا تبخلى * بدمعك و كفا و لا تنزرى على سيد هدنا هلكه * كريم المشاهد و العنصرى عبيدة امسى و لا نرتجيى * ه لعرف غدا و لا منكر و قد كان يحمى عداة القتا * ل حامية الجيش بالمبتر ابن هشام اين ابيات را با يك بيت افزوده ميان بيت دوم و سوم نقل كرده و آن بيت چنين است : جرىء المقدم شاكى السلاح * كريم الثنا طيب المكسر بنگريد به : ابن هشام ، السيرة النبويه ، ج 3 ، ص 292 - م . ( 2 ) . ابياتى است از بحر عروضى سريع : نحن جزيناكم بيوم بدر * و الحرب بعد الحرب ذات سعر ما كان عن عتبة لى من صبر * و لا اخى و عمه و بكر شفيت نفسى و قضيت نذرى * شفيت وحشى غليل صدرى فشكر وحشى علىّ عمرى * حتى تضم اعظمى فى قبرى ابن هشام اين ابيات را به همين ترتيب نقل كرده است . بنگريد به : ابن هشام ، السيرة النبويه ، ج 4 ، ص 40 - م .