علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )
84
آيين حكمرانى ( فارسى )
فصل [ : تدبير جنگ ] بند دوم از احكام اين فرماندهى ، تدبير جنگ است . مشركان در دار الحرب « 1 » بر دو دستهاند . [ 1 ] - دستهاى كه دعوت اسلام به ايشان رسيده ، اما از پذيرش اين آيين سر باز زده و در برابر آن ايستادهاند . فرمانده سپاهيان مسلمان در پيكار با اين دسته مخيّر است از دو شيوه زير هركدام را كه بيشتر به سود مسلمانان و مايه سركوب مشركان مىداند در پيش گيرد : [ أ ] اينكه بدون هشدار قبلى ، شب و روز در حال پيكارشان باشد و جنگ با آنان را از اين جبهه بدان جبهه كشاند . [ ب ] اينكه آنان را به جنگ تهديد كند و در برابرشان صف بيارايد . [ 2 ] - دسته دوم كسانىاند كه دعوت اسلام به آنان نرسيده است . امروزه بدان سبب كه خداوند آيين پيامبر خويش را چيرگى بخشيده و آشكار ساخته ، كم است كه كسانى چنين باشند مگر آنكه فراتر از تركان و روميان ، كسانى در نقاط دور خاور و باختر به سر برند و از كسانى باشند كه ما ايشان را نمىشناسيم . در برخورد با اين دسته ، بر ما حرام است كه غافلگيرانه بديشان هجوم بريم و به سوزاندن و كشتن در ميانشان دست زنيم و پيش از آنكه دعوت به اسلام را نزد آنان آشكار سازيم ، آنان را به قتل رسانيم ، بلكه بايد ايشان را از معجزات نبوت بياگاهانيم و چنان ادلهاى را به ميان آوريم كه آنها را به گرويدن به اسلام بكشاند ، البته ، اگر پس از آن اقدامها همچنان بر كفر پايدار مانند ، فرمانده نظاميان با آنان پيكار مىكند و در اين صورت آنها حكم ديگر كسانى را خواهند داشت كه دعوت بديشان رسيده است . خداوند - تعالى - فرمود : ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ « 2 » ؛ يعنى به حكمت ، به آيين پروردگارت فرابخوان . البته درباره اين « حكمت » دو تفسير وجود دارد : يكى آنكه مقصود نبوت است و ديگرى آنكه مقصود قرآن است .
--> ( 1 ) . اصطلاح دار الحرب در برابر دار الاسلام به كار رفته است . گاه اين واژه با دار الكفر برابر دانسته شده و گاه نيز آن را اخص از دار الكفر شمردهاند . مشهور به ديدگاه نخست گراييدهاند و برخى چون داعى يحيى بن محسن ديدگاه اخير را برگزيدهاند . به هر روى ، مقصود از دار الكفر سرزمينى است كه در آن اظهار شهادتين و انجام مناسك اسلامى تنها در پرتو اخذ پناهندگى از كفار امكانپذير است . برخى نيز دار الكفر را به سرزمينى تعريف كردهاند كه در آن مسلمانان تنها يك اقليت هستند و نظام حكومتى نيز در اختيار اسلام نيست . براى آگاهى بيشتر بنگريد به : ابن مرتضى ، شرح الازهار ، ج 4 ، ص 551 و 572 ؛ قلعهچى ، معجم لغة الفقهاء ، ص 205 ؛ فتح اللّه ، معجم الفاظ الفقه الجعفرى ، ص 186 ، زيدان ، احكام الذميين و المستأمنين ، ص 18 - 21 - م . ( 2 ) . نحل / 125 : به حكمت و اندرز نكو ، به پروردگارت فراخوان و با آن شيوه كه پسنديدهتر است با ايشان مجادله كن .