علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )

510

آيين حكمرانى ( فارسى )

محتسب ، همچنين ، از اين‌كه انسان‌ها يا چهارپايانى را اخته سازند منع مىكند و بر آن تنبيه نيز مىكند و اگر در اين ميان حق قصاص يا ديه براى كسى حاصل آمده باشد در صورتى كه ميان طرف‌ها انكار و نزاعى نباشد محتسب اين حق را براى صاحبش استيفا مىكند . محتسب از اين‌كه كسانى ريش سفيد خود را به خضاب سياه كنند منع مىكند ، مگر آن‌كه اين كار براى جهاد در راه خدا باشد . او همچنين زنانى را كه مويشان را رنگ كرده‌اند تنبيه مىكند . البته ، در اين ميان خضاب كردن به حنا و كتم ممنوع نيست . محتسب از كسب درآمد ، از طريق پيشگويى و لهو بازمىدارد و كسى را كه از اين بابت پولى داده يا گرفته باشد تنبيه مىكند . اين مبحثى است كه ذكر مصاديق و مسائل آن به درازا مىكشد ؛ زيرا شمار منكرات به عددى خاص محدود نيست تا همهء آن‌ها ذكر شوند . اما در نمونه‌هايى كه آورديم دلايلى است بر احكام چيزهايى كه از آن‌ها غفلت شده است . حسبه از بنيادهاى امور دينى است و چون منافعى همگانى و پاداشى بسيار دارد پيشوايان سلف در صدر اسلام خود اين كار را عهده‌دار مىشدند . اما زمانى كه حكمرانان از آن روى برتافتند و فرومايگانى به انجامش قامت آراستند و اين كار به ابزارى براى كسب درآمد و زمينه‌اى براى رشوه ستاندن بدل شد ، از اهميت افتاد و حساسيت خود را نيز در نگاه مردم از كف داد . اما چنين نيست كه چون دربارهء بنيادى از بنيادهاى دينى فروگذارى شود احكام آن نيز از ميان برود . اين در حالى است كه فقيهان از بيان احكام حسبه غفلت ورزيده‌اند ، مگر آن جا كه غفلت ورزيدن روا نبوده است . البته ، كتاب حاضر در بيشتر مباحث دربردارندهء چيزهايى است كه يا فقيهان آن‌ها را فروگذاشته‌اند و يا درباره‌اش كوتاهى رواداشته‌اند و در نتيجه ما آنچه را فروگذارده‌اند يادآور شده‌ايم و آنچه را در آن كوتاهى ورزيده‌اند كامل كرده‌ايم . از خداوند خواهانم به آنچه در صددش بوده‌ام توفيقم دهد و در آنچه آهنگش كرده‌ام به دهش بىكرانه و خواست خويش يارىام رساند . او يگانه تكيه‌گاه من است و همو خود عهده‌دار .