علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )
509
آيين حكمرانى ( فارسى )
حكومت به نهى از اين كار و بازداشتن از آن سزامندترند تا متوليان حسبه ؛ چرا كه اين كار از توابع مقولهء زناست . متولى امور حسبه ، همچنين ، بر نشستنگاههاى كنار بازار نظارت مىكند و وضع آنها را برمىرسد و در نتيجه ، آنچه را براى رهگذران زيانى نداشته باشد باقى مىگذارد و از آنچه براى رهگذران زيان داشته باشد منع مىكند . اين منع متوقف بر شكايت آوردن نزد او نيست ، هرچند ابو حنيفه آن را متوقف بر طرح شكايت نزد محتسب دانسته است . اگر كسانى بر راهى كه محل گذر مردم است بنايى بسازند ، هرچند آن راه پرپهنا باشد محتسب از ادامهء بنا منع مىكند و آنكسان را به تخريب آنچه ساختهاند الزام مىكند ، حتى اگر آنچه ساختهاند مسجد باشد ؛ چرا كه گذرگاهها براى آمدوشد مردم است ، نه براى بنا . اگر كسانى لوازم و مصالح ساختوساز خود را در گذرگاه يا كوچه و بازار بريزند تا قصد استفادهء موقت داشته باشند و بخواهند به تدريج آن لوازم و مصالح را به ملك خود انتقال دهند ، در صورتى كه اين كار موجب زيان رساندن به رهگذران نباشد به آنان اجازهء اين كار داده شود ، اما در صورتى كه موجب زيان رساندن به رهگذران باشد از آن منع شوند . حكم ساختن پالگانه و روزن ، ساباط ، جوىهاى آب و چاههاى پساب نيز همين است و آنچه از آنها زيان نرساند ابقا مىشود و از آنچه زيان برساند منع مىشود . محتسب در اينكه چه چيز زيان مىرساند و چه چيز زيان نمىرساند خود اجتهاد مىكند ؛ چرا كه تشخيص اين مصاديق از اجتهاد در عرف است نه اجتهاد در شرع و تفاوت ميان اين دو اجتهاد نيز آن است كه اجتهاد در شرع عبارت است از آنچه در آن اصلى ملاك باشد كه حكمش به شرع ثابت شده ، در حالى كه اجتهاد در عرف عبارت است از آنچه در آن اصلى ملاك باشد كه حكمش به عرف ثابت شده است . به بازشناختن آنچه اجتهاد محتسب در آن رواست از آنچه اجتهاد وى در آن روا نيست تفاوت ميان اين دو گونه از اجتهاد روشن مىشود . متولى حسبه ، همچنين حق دارد از جابهجا كردن مردگان در صورتى كه در ملك شخصى كسىكه رضايت دارد يا در اراضىاى كه براى همگان مباح است به خاك سپرده شده باشند جلوگيرى كند . ولى در صورتى كه مردهاى در زمينى غصبى به خاك سپرده شده باشد مالك زمين حق دارد اولياى مرده را به جابهجا كردن او وادار سازد . دربارهء جواز جابهجا كردن مردگان از زمينى كه سيلاب آن را دربر گرفته يا بهگونهاى ديگر رطوبت برداشته است اختلاف نظر شده و زبيرى اين كار را جايز دانسته است ، درحالىكه ديگران آن را برنتافتهاند .