علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )
499
آيين حكمرانى ( فارسى )
اگر به واسطهء نشانههايى كه دلالت مىكند و آثارى كه رخ نموده است اين گمان غالب به وجود آيد كه طايفهاى پنهانى كارهاى ناپسند انجام مىدهند ، اين خود بر دو گونه است : گونهء نخست آنكه اين كار دريدن پردهء حرمتى باشد كه جبرانش از دست مىرود ، همانند آنكه كسى از آنان كه به راستيشان اطمينان است به محتسب خبر دهد مردى با زنى خلوت كرده است تا با او زنا كند ، يا مردى در جايى خلوت كسى را به دام خويش انداخته است تا او را بكشد . در چنين حالتى براى محتسب جايز است كه به تجسس دست زند و از بيم اينكه مباد حرمتى دريده شود يا حرامى انجام گيرد كه امكان جبرانش نيست ، پيشگيرانه به جست و جو و وارسى بپردازد . در چنين مواردى اگر كسانى از داوطلبان نيز آگاهى يابند براى آنان جايز است به جستوجو دست يازند و پس از آن از منكرى كه در حال وقوع است نهى كنند ، آنگونه كه در ماجراى مغيرة بن شعبه آمده است . روايت كردهاند كه در بصره زنى به نام ام جميل دختر محجم بن افقم در حالىكه شوهرى از ثقيف به نام حجاج بن عبيد داشت با مغيره آمدوشد مىكرد . اين خبر به ابو بكرة بن مسروح ، سهل بن معبد ، نافع بن حارث و زياد بن عبيد رسيد . آنان در كمين او نشستند و چون آن زن نزد وى رفت به آنها حمله كردند . ماجراى شهادت دادن آنان بر ضد او نزد عمر رضى اللّه عنه مشهور است . اما عمر رضى اللّه عنه در اينكه آنها به خانهء او هجوم بردهاند با ايشان مخالفتى نكرد ، هرچند آن هنگام كه در مقام اداى شهادت ، گواهى آنان به شمار لازم نرسيد ، حد قذف بر آنان جارى ساخت . گونهء دوم آنكه از اين حد فروتر و از اين مرتبه كمتر باشد . در چنين صورتى نه تجسس نسبت به آن رواست و نه پرده برداشتن از آن . آوردهاند كه عمر رضى اللّه عنه بر طايفهاى وارد شد كه آشكارا و از سر اعتياد مى مىخوردند و در خانه خمّار آتش مىافروختند . گفت : شما را از ميگسارى نهى كرده بودم اما مىخوريد و شما را از آتش افروختن در خانههاى خمّاران بر حذر داشتم ولى شما آتش افروختيد . گفتند : اى امير مؤمنان ، خداوند تو را از تجسس نهى كرده است و تو تجسس كردهاى و تو را از وارد شدن به خانههاى مردم بدون اذن نهى كرده است و تو بىاجازه درآمدهاى . عمر رضى اللّه عنه گفت : اين دو به آن دو . پس ، از آنان روى برتافت و به ايشان تعرضى نكرد . بنابراين ، هركس صداى طايفهاى را بشنود كه در درون خانهاى به منكرى مشغولند از همان بيرون خانه آنان را از منكر نهى مىكند و به آنان در درون خانه هجوم
--> - الزرقانى ، ج 3 ، ص 213 ؛ مناوى ، فيض القدير ، ج 1 ، ص 155 و ج 6 ، ص 352 ؛ عجلونى ، كشف الخفاء ، ج 1 ، ص 87 ؛ ابن قدامه ، المغنى ، ج 10 ، ص 193 ؛ شافعى ، الام ، ج 4 ، ص 114 ، ج 6 ، ش 138 و 145 و ج 7 ، ص 81 - م .