علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )

495

آيين حكمرانى ( فارسى )

اقدام مىكند ، هرچند در تأديبشان شتاب نمىورزد ؛ چرا كه ممكن است با يكديگر محرم باشند . محتسب در چنين موردى بايد بگويد : اگر اين زن محرم تو است او را از جايگاه‌هاى تهمت و ترديد دور بدار ، و اگر بيگانه است از خلوتى كه تو را به نافرمانى خداوند بكشاند از خدا پروا كن . چگونگى بازداشتن شخص در چنين وضعيتى مىبايست برپايهء نشانه‌هايى باشد كه در اين ميان وجود دارد . ابو ازهر نقل كرده است كه ابن عايشه مردى را ديد كه در راهى با زنى گفت و گو مىكند . به او گفت : اگر اين زن محرم تو است برايت زشت است كه در ميان مردم با او سخن گويى و اگر محرمت نيست ، اين كار زشت‌تر است . سپس به او پشت كرد و در ميان مردم نشست و به نقل حديث برايشان پرداخت . در اين هنگام ناگهان رقعه‌اى در دامن او افكنده شد كه در آن چنين نوشته بود : آن‌كه سحرگاهان ديدى با او سخن مىگويم ، فرستاده‌اى بود كه پيامى به من داد كه نزديك بود جانم از كف برود . آن پيام از نگاه خمار او بود ، همو كه سرين سنگينش كمر باريك وى را به پايين مىكشيد او كمان دلبرى بر شانه بسته بود و البته آن كمان را تيرى كه ديده‌ايد نبود اگر گوش خويش به ميان ما آورده بودى تا آنچه را مىگوييم بشنوى بىگمان آن كار را كه از من ناپسند ديده بودى پسنديده و زيبا مىيافتى « 1 » . ابن عايشه رقعه را خواند و ديد در بالاى آن نام ابو نواس نوشته است . گفت : مرا با خرده گرفتن بر ابو نواس چه كار ؟ همين اندازه از مخالفت ابن عايشه براى كسى چون او بسنده كند ، هرچند براى كسانى از متوليان حسبه كه عهده‌دار چنين نهيى شوند بسنده نباشد . آنچه در اين شعر ابو نواس آمده دربردارندهء تصريح به بدكارگى نيست ؛ زيرا ممكن است سخن وى در آن به زنى محرم اشاره داشته باشد . البته ، اگر قراين موجود و فحواى سخن ابو نواس از بد

--> ( 1 ) . شعرى است از بحر كامل : ان التى ابصرتنى * سحرا اكلمها رسول ادت الىّ رسالة * كادت لها نفسى تسيل من فاتر الالحاظ يج * ذب خصره ردف ثقيل متنكبا قوس الصبا * يرمى و ليس له رسيل فلو ان اذنك بيننا * حتى تسمع ما نقول لرأيت ما استقبحت من * امرى هو الحسن الجميل اين ابيات را بنگريد در : ابن خلكان ، وفيات الاعيان ، ج 2 ، ص 101 - م .