علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )
491
آيين حكمرانى ( فارسى )
منكر انجام داده مطابق فتواى پيشواى مشروع فقهىاى نيست محتسب حق دارد با اين منكر مخالفت كند و كسى را كه به لجاجت بدان ادامه دهد كيفر دهد . همچنين ، اگر كسى در تطهير بدن يا لباس و يا نمازگاه خود كوتاهى كند محتسب چنانچه به انجام اين كوتاهى از سوى شخص اطمينان داشته باشد ، از اين منكر نهى مىكند . البته ، محتسب حق ندارد كسى را به استناد تهمتى يا گمانى مؤاخذه كند ، چنانكه دربارهء يكى از متوليان امور حسبه نقل كردهاند كه از مردى كه با كفش به مسجد درآمده بوده پرسيد : آيا با اين كفشها به آبريزگاه نيز مىرود يا نه ؟ چون او پاسخ منفى داد محتسب خواست او را بر اين انكار سوگند دهد ! اين رفتار از نادانى آن محتسب و رفتارى بوده است كه وى در آن از قلمرو اختيارات حسبه تجاوز كرده و تحت تأثير بدگمانى بدان دست يازيده است . به همين ترتيب ، چنانچه محتسب دربارهء كسى گمان برد كه غسل جنابت را انجام نمىدهد يا نماز يا روزه را ترك مىكند ، حق ندارد به استناد چنين گمانى او را مؤاخذه كند و از آن منكر كه پنداشته است نهى كند . البته ، در صورت وجود چنين گمانى ، براى محتسب جايز است [ بهطور عام مردم را ] اندرز دهد و از كيفر الهى در ناديده گرفتن حقوق خداوند و كوتاهى در انجام آنچه او واجب ساخته است بترساند . براى نمونه ، اگر كسى را ببيند كه در ماه رمضان روزه مىخورد تنها پس از پرسش دربارهء علت اين روزهخوارى ، در اين فرض كه وضع مشكوك باشد ، حق تأديب او را دارد ؛ چه ، ممكن است آن شخص بيمار يا مسافر باشد . اما بر محتسب لازم است در صورتى كه نشانههايى ترديدبرانگيز ديد از آن شخص بپرسد . اگر او در پاسخ ، از عذرهايى سخن به ميان آورد كه دربارهاش محتمل است ، محتسب از كيفر دادن او و بازداشتن وى خوددارى مىورزد و تنها از او مىخواهد پنهانى روزه بخورد تا خود را در معرض تهمت و ترديد قرار ندهد . نيز بر محتسب لازم نيست كه در صورت ترديد در سخنان شخص ، او را بر آنچه اظهار مىدارد سوگند دهد ؛ زيرا در چنين مواردى شخص به امانتدارى خود او واگذاشته مىشود . اما اگر آن شخص از هيچ عذرى سخن به ميان نياورد محتسب بدين هدف كه او را از كار خويش باز بدارد آشكارا نهى مىكند و باز هم به هدف بازدارندگى تأديب مىكند . همچنين ، اگر محتسب از عذر شخص در روزه خوردن آگاهى داشته باشد او را از روزه خوردن آشكار نهى مىكند ؛ چرا كه اين كار مايهء قرار گرفتن او در موضع تهمت و ترديد است و ممكن است كسانى از نادانها كه حالتهاى وجود عذر براى روزه خوردن را از حالتهايى كه چنين عذرى وجود ندارد باز نمىشناسند از او پيروى كنند .