علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )

49

آيين حكمرانى ( فارسى )

عقد امامت رخ دهد ، فقيهان در اين‌كه آيا چنين چيزى سبب خروج امام از امامت مىشود يا نه ، دو ديدگاه دارند : ديدگاه نخست آن‌كه شخص بدين سبب از امامت مىافتد ؛ زيرا اين ناتوانى عجزى است كه مانع انعقاد امامت مىشود و از همين روى بايد مانع استمرار امامت هم باشد . اما ديدگاه دوم آن است كه شخص بدين سبب از امامت نمىافتد ، هرچند چنين عارضه‌اى مانع انعقاد امامت باشد ؛ زيرا آنچه در عقد امامت شرط است ، سلامت كامل و از ديگر سوى ، آنچه در خروج از امامت شرط مىشود نقص كامل است . سرانجام گونهء چهارم چيزهايى است كه مانع استمرار امامت مىشود ، اما دربارهء منع آن‌ها از عقد اوليهء امامت اختلاف شده است . اين‌گونه عبارت است از چيزهايى چون بريده بودن يا بريده شدن بينى و يا يك چشم بودن كه تنها مايهء زشتى و بدسيمايى است و نه در توانايى كار تأثيرى دارد و نه در توان برخاستن و نشستن . چنين عارضه‌هايى از آن روى كه در ايفاى هيچ يك از حقوق ناشى از امامت تأثيرى ندارند ، سبب خروج شخص از امامت نمىشوند ، هرچند دربارهء مانع بودن آن‌ها در برابر عقد اوليهء امامت ، نزد فقيهان دو ديدگاه وجود دارد : ديدگاه نخست آن‌كه چنين عارضه‌اى مانع عقد امامت نيست ؛ از آن روى كه چون در ايفاى حقوق امامت تأثيرى ندارد ، از جمله شروط لازم براى تصدى آن نيز نيست . ديدگاه دوم آن‌كه چنين عارضه‌اى مانع عقد امامت است و بر كنار بودن از آن شرطى است كه براى صحت عقد بايد وجود داشته باشد تا كارگزاران مسلمانان از زشتىاى كه بر آن نكوهش شوند و از كاستىاى كه بر آن ريشخندشان كنند و بدين سبب هيبتشان كاستى پذيرد بر كنار باشند ؛ چرا كه كاسته شدن از هيبت آنان گريز از فرمانبرى را به دنبال مىآورد و آنچه به چنين نتيجه‌اى بينجامد كاستى در ايفاى حقوق امت است . فصل [ : كاستى و ناتوانى در انجام كارها ] كاستى و ناتوانى در انجام كار بر دو گونه است : سيطره پذيرفتن و مغلوب شدن . سيطره پذيرفتن آن است كه كسانى از وزيران و دستيارانش بر او استيلا يابند و بىآن‌كه آشكارا سر به نافرمانى بردارند يا هويدا اظهار مخالفت كنند ، خودكامانه كارها را در اختيار گيرند . چنين چيزى نه مانع امامت شخص است و نه به صحت ولايت او خللى مىرساند ، بلكه بايد در رفتار آن‌كه بر كارها سيطره افكنده است نگريست ؛ اگر كارهاى او مطابق احكام دين و مقتضاى عدالت باشد ، تثبيت سيطره او بر امور و نافذ دانستن فرمان او و به رسميت پذيرفتن