علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )

472

آيين حكمرانى ( فارسى )

را سوراخ كند و وارد آن‌جا شود اما چيزى برندارد سى تازيانه مىخورد ؛ اگر ديوار را سوراخ كند و وارد نشود بيست تازيانه مىخورد ؛ اگر به سوراخ كردن ديوار يا باز كردن درى مشغول شود و آن را كامل نكرده باشد ده تازيانه مىخورد ؛ و سرانجام اگر ابزارهايى براى سوراخ كردن به همراه داشته باشد يا درحالىكه مالى را براى دزديدن مىپاييده است دستگير شود دربارهء حقيقت امر تحقيق انجام مىپذيرد . در ديگر موارد جز دو مورد يادشده نيز به همين‌گونه عمل مىشود . [ از ديدگاه نگارنده ] اين ترتيب هرچند در ظاهر ترتيبى پسنديده به نظر مىرسد ، اما استحسانى كه در حكم كردن بدان استناد شده با هيچ دليلى كه چنين مقاديرى را اقتضا كند همراه نيست . آنچه گذشت نخستين جنبه از تفاوت‌هاى تعزير با حدود بود . اما ديگر جنبه‌ها : جنبهء دوم آن است كه هرچند در باب حدود نه عفو جايز است و نه وساطت رواست ، اما در تعزير هم عفو جايز است و هم وساطت روا . بنابراين ، چنانچه تعزير به استيفاى حقوق حكومت و به تأديب اجتماعى مردم مربوط باشد و به هيچ حقى از حقوق الناس مستند نباشد ، براى زمامدار جايز است ميان عفو و تعزير آن را كه بيشتر به صلاح است برگزيند ، چنان‌كه براى او جايز است وساطت كسان را در اين‌باره بپذيرد ، آن‌سان كه از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله روايت شده كه فرمود : « نزد من وساطت كنيد ؛ و خداوند آنچه را مىخواهد بر زبان پيامبر خويش تقدير مىكند » « 1 » . اما اگر تعزير مشتمل بر حق الناس نيز باشد ، همانند ناسزاگويى و كشمكش كه هم دربردارندهء حق كسىكه ناسزا شنيده يا كتك خورده هست و هم دربردارندهء حق حكومت در تأديب اجتماعى مردم و به راه آوردن آنان - در اين صورت - حكمران حق ندارد با عفوى كه

--> ( 1 ) . « اشفعوا الى و يقضى اللّه على لسان نبيه ماشاء » . اين مضمون به عين همين عبارت يا با عبارت‌هايى همانند در بسيارى از كتب حديثى اهل سنت آمده است . از آن جمله بنگريد به : بخارى ، صحيح البخارى ، ج 2 ، ص 520 ، ش 1365 و ج 5 ، ص 2242 ، ش 5680 ؛ مسلم ، صحيح مسلم ، ج 4 ، ص 2026 ، ش 2627 ؛ ابن حبان ، صحيح ابن حبان ، ج 2 ، ص 289 ، ش 531 ؛ ترمذى ، سنن الترمذى ، ج 5 ، ص 42 ، ش 2672 ؛ بيهقى ، سنن البيهقى الكبرى ، ج 8 ، ص 167 ، ش 16456 ؛ ابو داوود ، سنن ابى داوود ، ج 4 ، ص 334 ، ش 5131 ؛ نسائى ، السنن الكبرى ، ج 2 ، ص 40 ، ش 2337 ؛ همو ، سنن النسائى ، ( المجتبى ) ، ج 5 ، ص 77 ، ش 2556 ؛ بزار ، مسند البزار ( 9 - 4 ) ، ج 8 ، ص 157 ، ش 3180 ؛ ابن حنبل ، مسند احمد ، ج 4 ، ص 400 ، ش 19599 و ص 413 ، ش 19721 ؛ رويانى ، مسند الرويانى ، ج 1 ، ص 299 ، ش 442 و ص 313 ، ش 466 ؛ حميدى ، مسند الحميدى ، ج 2 ، ص 340 ، ش 771 ؛ ابو يعلى ، مسند ابى يعلى ، ج 13 ، ص 280 ، ش 7296 ؛ قضاعى ، مسند الشهاب ، ج 1 ، ص 363 ، ش 619 ؛ بيهقى ، شعب الايمان ، ج 6 ، ص 103 ، ش 7612 ؛ حسينى ، البيان و التعريف ، ج 1 ، ص 99 ؛ عظيم آبادى ، عون المعبود ، ج 14 ، ص 28 و 29 ؛ مناوى ، فيض القدير ، ج 1 ، ص 525 .