علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )

465

آيين حكمرانى ( فارسى )

در برابر دندانى از فك پايين ، دندان آسياب در برابر غير آسياب ، دندان پيشين در برابر دندان جانبى و دندان سالم در برابر دندان معيوب و نيز دست سالم در برابر دست فلج شده و سرانجام زبان قادر به تكلم در برابر زبان ناتوان از تكلم قصاص نمىشود . دستى كه در آن توانايى نوشتن يا انجام كار و مهارتى است در برابر دستى كه در آن توان نوشتن و انجام مهارت نيست قصاص مىشود . بر چشم در برابر چشم قصاص به اجرا درمىآيد . چشم درشت و بينا در برابر چشمى كه لوچ يا كم‌بين است قصاص مىشود ، اما چشمى كه توان ديد ندارد و يا دستى كه چلاق است جز قصاص همانند خويش از آن استيفا نمىگردد . بينىاى كه به بوييدن قادر است در برابر بينى فاقد حس بويايى و گوش شنوا در برابر گوش ناشنوا قصاص مىشود . اما مالك گفته است : در چنين موردى قصاص نيست . همچنين قصاص غير عرب از عرب و قصاص فروتران از مهتران استيفا مىشود . به هرروى ، اگر در هريك از موارد يادشده از قصاص درگذرند [ و به ديه بسنده كنند ] در قطع هردو پا « 1 » ديهء كامل ، در يك دست نصف ديه ، در هريك از انگشتان يك دهم ديه يعنى ده شتر ، در هريك از بندهاى انگشتان سه شتر و ثلث يك شتر است ، مگر در مورد بند انگشت شصت كه ديهء آن پنج شتر است . ديهء دستان نيز همانند ديهء پاهاست ، جز در مورد انگشتان ، كه ديهء هريك از انگشتان دست پنج شتر است . ديهء دو چشم ديهء كامل و ديهء يك چشم نصف ديه است و در اين ميان چشم كسىكه تنها يك چشم دارد هيچ برترىاى بر چشم كسىكه هردو چشم او سالم است ندارد . اما مالك رحمه اللّه در مورد چشم كسىكه تنها يكى از چشمان او توان ديدن دارد ديهء كامل را واجب دانسته است . پلك‌هاى چهارگانه در جمع يك ديهء كامل دارد و هريك از آن‌ها يك چهارم ديه . ديهء بينى ، ديه‌اى كامل ، ديهء هردو گوش ديهء كامل ، ديهء يك گوش نصف ديه ، ديهء زبان يك ديهء كامل ، و ديهء هريك از لب‌ها يك چهارم ديه است . از ميان بردن هريك از دندان‌ها پنج شتر ديه دارد و نه دندانى از دندان‌هاى پيشين دهان بر دندان‌هاى پسين برترى دارد و نه دندان‌هاى دوگانه جلو بر دندان نيش . از ميان بردن توان شنوايى موجب يك ديه كامل است و بنابراين ، اگر كسى هردو گوش را ببرد و بدين سبب شنوايى آن كس نيز از ميان برود بر او دو ديهء كامل واجب شود . همچنين ، اگر كسى بينى كسى ديگر را ببرد و حس بويايى آن‌كس نيز از ميان رود بر او دو ديه واجب شود . از ميان بردن توان سخن گفتن هم

--> ( 1 ) . در متن « اليدين » آمده ، اما چنان‌كه سياق گواهى مىدهد صحيح آن « الرجلين » است - م .