علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )
461
آيين حكمرانى ( فارسى )
مسلمان به سزاى قتل كافر قصاص مىشود ، چنانكه برده را به قصاص آزاد و كافر را به قصاص مسلمان مىكشند . [ از ديدگاه نگارنده ] ، به دل ننشستن اين سخن و ناپذيرفتنى بودن آن حتى معتقدان به اين نظريه را بدان كشانده است كه از عمل كردن برطبق آن خوددارى ورزند . آوردهاند كه مسلمانى را نزد ابو يوسف آوردند ، بدين جرم كه كافرى را كشته بود . ابو يوسف بر او به قصاص حكم كرد . در اين هنگام مردى رقعهاى آورد و نزد او افكند . در اين رقعه شعرى بدين معنا نوشته شده بود : اى كسىكه مسلمانى را به سزاى قتل كافرى مىكشى ! ستم راندهاى ، و دادگر چون بيدادگر نيست . اى عالمان و اى شاعرانى كه در بغداد و اطراف آن هستيد انا للّه بگوييد و بر دين خويش بگرييد و صبر پيشه كنيد كه صابران را پاداش است . ابو يوسف بر دين بيداد رانده است ، به اينكه مسلمانى را در برابر قتل كافرى كشته است « 1 » . پس ابو يوسف به حضور هارون الرشيد رفت و ماجرا را با او در ميان نهاد و آن رقعه را براى وى خواند . هارون به او گفت : براى اين وضع حيلهاى بينديش تا فتنهاى رخ ندهد . ابو يوسف بيرون رفت و از اولياى دم خواست بر صحت و در اثبات پيمان ذمه ( براى آن كافر مقتول ) بينه بياورند . آنان چنين بينهاى نياوردند و حكم قصاص ساقط شد و اصولا توسل جستن به چنين حيلههايى شرعى آنگاه كه مصلحتى آشكار در آن وجود داشته باشد رواست . برده به جرم قتل بردهء ديگر قصاص شود ، هرچند قيمت آنها با يكديگر تفاوت داشته باشد . اما ابو حنيفه گفته است : در صورتى كه قيمت قاتل از قيمت مقتول بيشتر باشد دربارهء او به قصاص حكم نمىشود . در صورت تفاوت دين كافران ، هريك از آنان به جرم قتل عمد ديگرى قصاص مىشوند . مرد به جرم قتل زن ، زن به جرم قتل مرد ، بزرگ به جرم قتل كوچك و عاقل به جرم قتل ديوانه قصاص مىشوند ، اما بر كودك و ديوانه قصاص نيست .
--> ( 1 ) . چند بيتى است از بحر سريع : يا قاتل المسلم بالكافر * جرت و ما الجائر كالعادل يا من ببغداد و اطرافها * من علماء الناس او شاعر استرجعوا و ابكوا على دينكم * و اصطبروا فالاجر للعابر جار على الدين ابو يوسف * بقتله المؤمن بالكافر ابيات را بنگريد در : خطيب بغدادى ، تاريخ بغداد ، ج 14 ، ص 254 - م .