علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )
452
آيين حكمرانى ( فارسى )
دست دزد ، اين شرط كه از مال در جايى محفوظ نگهدارى مىشده لحاظ است و دست كسى كه مالى را از جايى غير محفوظ بدزدد قطع نمىشود . از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله روايت شده است كه فرمود : « در سرقت اسب دزديده شده حكم قطع اجرا نشود مگر آنگاه كه اسب به طويلهاش سپرده شده باشد » « 1 » . همچنين ، اگر كسى چيزى را به عاريه گيرد و سپس انكار كند دست او قطع نشود . اما احمد بن حنبل گفته است : دست چنين كسى را قطع كنند . فقيهان در اينباره نيز اختلاف كردهاند كه چه شرايطى براى چه مالى « حرز » محسوب مىشود : ابو حنيفه حرز را براى همهء اموال يكسان دانسته و آنچه را براى كمترين مال حرز شمرده مىشود براى بيشترين مال نيز حرز شمرده است . اما از ديدگاه شافعى ، حرز بسته به مال تفاوت مىيابد و معيار اين تفاوت ، عرف است . از همين روى ، در چيزهايى چون چوب و هيزم كه از قيمت پايينى برخوردارند ، حرز به فراهم آوردن سادهترين شرايط نگهدارى تحقق مىيابد و در چيزهايى كه از قيمت بالايى برخوردارند شرايط سختتر و نفوذناپذيرتر مىشود و بنابراين آنچه را براى هيزم حرز شمرده مىشود حرز طلا و نقره قرار ندهند و به همين سبب كسىكه از چنين حرزى چوب بدزدد ، دست او را قطع كنند ، درحالىكه اگر از همين حرز طلا و نقره بدزدد دست او را قطع نكنند . اگر گورشكافى كفن مردگان را بدزدد دست او را ببرند ؛ زيرا در عرف ، قبر را براى مردگان حرز مىدانند ، گرچه كه براى ديگر اموال حرز شمرده نشود . اما ابو حنيفه گفته است : دست گورشكاف را قطع نكنند ؛ چرا كه قبر براى غير كفن حرز شمرده نمىشود .
--> ( 1 ) . عبارت ماوردى چنين است : « لا قطع فى حريسة الخيل حتى تولى الى معاقلها » . اما در برخى منابع به جاى آن « حريسة الجبل » آمده است ، به معناى دامى كه از دامهاى رهاى در كوهستان سرقت شود . براى نمونه ، ابن جارود چنين روايت كرده است : « ان رجلا من مزينة اتى النبى فقال : يا رسول اللّه كيف ترى فى حريسة الجبل ؟ قال : هى و مثلها و النكال ليس فى شىء من الماشيه قطع الا فيما آواه المراح » . بنگريد به : ابو جارود ، المنتقى ، ج 1 ، ص 210 ، ش 827 . نسائى نيز همين حديث را نقل كرده است . بنگريد به : سنن النسائى ( المجتبى ) ، ج 8 ، ص 85 ، ح 4959 ، همين مضمون را نيز مالك بدين تعبير روايت كرده است : « لا قطع فى ثمر معلق و لا فى حريسة جبل » . بنگريد به : الموطأ ، ج 2 ، ص 831 ، ش 1518 ، موارد مكرر و مشابه را نيز بنگريد در : حاكم ، المستدرك ، ج 4 ، ص 423 ، ش 8151 ؛ بيهقى ، سنن البيهقى الكبرى ، ج 4 ، ص 152 ، ش 7430 ، ج 8 ، ص 263 ، ش 16982 ، ص 266 ، ش 1 - 170 و ص 278 ، ش 17063 ؛ دارقطنى ، سنن الدارقطنى ، ج 3 ، ص 194 ، ش 333 . ناگفته نماند كحلانى نيز « حريسة جبل » روايت كرده و همين عبارت را شرح كرده و گفته است : درباره آن برخى گفتهاند : مقصود از آن گوسفندى است كه در بيابان رها باشد . برخى ديگر نيز گفتهاند : مقصود گوسفندى است كه پيش از فرارسيدن شب به محله نرسيده باشد . بنگريد به : كحلانى ، سبل السلام ، ج 4 ، ص 26 - م .