علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )
408
آيين حكمرانى ( فارسى )
دوم : سببى كه ترتيب ويژهء هركدام را اقتضا مىكند ؛ سوم : وضعيتى كه به موجب آن مقررى آنها تعيين مىشود . [ شروط ثبت در ديوان لشكريان ] اما شرط جواز ثبتنام كسان در ديوان لشكريان ، خود منوط به حصول پنج ويژگى است : ويژگى نخست بلوغ است ؛ چه ، خردسالان در شمار فرزندان و وابستگان هستند و از اين روى ثبتنام آنان در ديوان لشكريان جايز نيست و عطاء يا مقررى ويژهء فرزندان و وابستگان به آنان مىرسد . ويژگى دوم آزاد بودن است ؛ چه ، بردگان در شمار توابع مالكان خويش هستند و از عطايى كه به مالكان مىرسد برخوردار مىشوند . ابو حنيفه شرط آزاد بودن را لازم ندانسته و اين را جايز شمرده است كه برده به تنهايى در ديوان جنگاوران مقررى يا عطاى ويژهء خويش داشته باشد . ابو بكر رضى اللّه عنه نيز همين رأى داشت ، اما عمر رضى اللّه عنه در اينباره با او مخالفت ورزيد و آزاد بودن را شرط برخوردارى از مقررى دانست . شافعى نيز همين نظر را اختيار كرده است « 1 » . ويژگى سوم مسلمان بودن است تا بتواند با عقيدهاى كه دارد از دين خود دفاع كند و همچنين بتوان به خيرخواهى او و به تلاش وى اطمينان حاصل كرد . بنابراين ، اگر حكمران نام كافرى ذمى را در ديوان لشكريان بنويسد اين كار جايز نيست ، چنانچه اگر مسلمانى هم مرتد شود نام او از ديوان ساقط گردد « 2 » . ويژگى چهارم سالم بودن از عيبهايى است كه شخص را از پيكار بازمىدارد . بنابراين ، جايز نيست كسىكه نامش در ديوان لشكريان نوشته مىشود زمينگير ، كور و بريده دست باشد ، هرچند جايز است لال يا كر باشد . اما لنگ ، اگر سوار باشد نام او نوشته شود ، ولى چنانچه پياده باشد نام او را ننويسند . ويژگى پنجم آن است كه از جرأت جنگيدن و آگاهى به پيكار برخوردار باشد . اما اگر دل درآمدن به پيكار را نداشته يا از آگاهى اندكى به جنگيدن برخوردار باشد ثبتنام وى جايز نيست ؛ چرا كه او خود در آنچه ضعف و سستى دارد نقطه هجوم دشمن خواهد بود . چنانچه اين ويژگىهاى پنجگانه در كسى فراهم باشد ثبتنام او در ديوان لشكريان متوقف
--> ( 1 ) . چنانكه ابو يعلى ( ص 241 ) آورده اين فتواى احمد نيز هست - م . ( 2 ) . چنانكه ابو يعلى ( ص 241 ) آورده « اين مبناى نظريه احمد بن حنبل است ؛ زيرا وى اين را ممنوع دانسته كه در جهاد از كافران يارى جسته شود » - م .