علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )

376

آيين حكمرانى ( فارسى )

شده باشد . در اين وضعيت به دليل دورى حكمران از اين اماكن و نيز به سبب نياز ضرورى رهگذران و مسافران ، حكومت تسلطى بر اين اماكن ندارد و اختصاصا آنچه در اين‌باره بر عهدهء حكمران قرار مىگيرد ترميم خرابىها و رخنه‌گاه‌هاى پيش آمده در آن‌ها ، حفاظت از آب‌هاى موجود در آن‌ها و نيز جلوگيرى از سكونت هميشگى مردم در آن‌هاست . هركس پيش از ديگران اين‌گونه اماكن را [ براى بهره‌بردارى موقت ] در تصرف گيرد در برابر ديگران بدان سزاوارتر خواهد بود تا زمانى كه آن‌جا را ترك كند ؛ چه اين‌كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله فرمود : « سرزمين منى منزلگاه هركسى است كه زودتر بدان برسد » « 1 » . در چنين وضعيتى اگر گروهى از مردم همزمان با يكديگر به اين اماكن برسند و بر سر بهره‌بردارى با يكديگر نزاع كنند ، بايد به ترتيبى كه نزاعشان بر طرف شود ميانشان چاره‌انديشى كرد . بيابان و مرتع نيز همين حكم را دارد ؛ يعنى چنانچه كسانى در جست‌وجوى آب و علف ، و يا در جريان كوچ از يك نقطه به نقطه‌اى ديگر ، به سرزمينى درآيند در نقاطى كه در آن اردو مىزنند يا نقاطى كه از آن مىكوچند همان احكام رهگذران را دارند و در جابه‌جا شدن يا در چراى دام‌هايشان اعتراضى بر آنان نيست . اما وضعيت ديگر آن است كه كسانى بخواهند با بار گشودن در چنين اماكنى در آن‌ها وطن گزينند و در آن‌ها اقامت كنند . در اين وضعيت ، حكمران در مورد بار گشودن كسان در اين‌گونه اماكن حق نظارت دارد و در چارچوب رعايت آنچه اصلح است چاره‌انديشى مىكند . از اين روى ، اگر بارگشودن كسانى در چنين اماكنى ، مستلزم زيان به رهگذران باشد ، پيش و پس از بار گشودن از [ انجام يا استمرار ] آن بازداشته شوند ؛ و اگر اقامت آنان مستلزم زيان رهگذران نباشد ، حكمران در اجازه بار گشودن به افراد يا بازداشتن آنان يا نقل مكان دادن ديگران به اين گونه اماكن ، آنچه را اصلح است مراعات مىكند ، آن‌گونه كه عمر به هنگام مسكون ساختن بصره و كوفه به انجام رساند و كسانى را كه مصلحت مىدانست به هريك از اين دو شهر انتقال داد ، هدف از چنين كارى آن است كه مسافران در آن‌گونه اماكن گرد نيايند و اين خود زمينه

--> ( 1 ) . « منى مناخ من سبق اليها » . حديث را بنگريد در : ابن خزيمه ، صحيح ابن خزيمه ، ج 4 ، ص 284 ، ش 2891 ؛ ترمذى ، سنن الترمذى ، ج 3 ، ص 228 ، ش 881 ؛ دارمى ، سنن الدارمى ، ج 2 ، ص 100 ، ش 1937 ؛ حاكم ، المستدرك ، ج 1 ، ص 638 ، ش 1714 ؛ بيهقى ، سنن البيهقى الكبرى ، ج 5 ، ص 139 ، ش 9391 ؛ ابن ماجه ، سنن ابن ماجه ، ج 2 ، ص 1000 ، ش 3006 ؛ طبرانى ، المعجم الاوسط ، ج 3 ، ص 91 ، ش 2584 ؛ ابن حنبل ، مسند احمد ، ج 6 ، ص 206 ، ش 25759 ؛ ابو يعلى موصلى ، مسند ابى يعلى ، ج 8 ، ص 16 ، ش 4519 ؛ حسينى ، البيان و التعريف ، ج 2 ، ص 236 ؛ مباركفورى ، تحفة الاحوذى ، ج 3 ، ص 529 ؛ مناوى ، فيض القدير ، ج 6 ، ص 244 - م .