علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )

364

آيين حكمرانى ( فارسى )

فصل [ : چاه‌ها ] در مورد چاه‌ها ، كسىكه به حفر آن‌ها دست يازيده ممكن است يكى از اين سه حالت را داشته باشد : حالت نخست آن‌كه چاه را براى رهگذران حفر كند . در چنين صورتى چاه مشترك است و حفركننده همانند هررهگذر ديگرى است . عثمان رضى اللّه عنه چاه « دومه » را حفر كرده بود ، اما در كنار ديگر مردم براى بيرون كشيدن آب ، دلو خويش به درون چاه مىفرستاد . در مورد چنين چاهى چنانچه آبش بسنده كند هم براى آب دادن به حيوانات و هم براى آبيارى كشتزارها از آن بهره‌بردارى خواهد شد . اما اگر آبش اين هردو كار را بسنده نكند ، سيراب كردن حيوانات از آن اولويت خواهد داشت و انسان‌ها و چهارپايان در آب خوردن از آن حقى مشترك دارند . اما چنانچه آب چاه اين هردو مصرف را بسنده نكند انسان‌ها در بهره‌بردارى از آن سزاوارتر از چهارپايان خواهند بود . حالت دوم آن است كه شخص چاه را براى بهره‌بردارى موقت خود حفر كند . همانند آن‌كه اگر كسانى در جست‌وجوى آب و علف راهى بيابان شوند و در نقطه‌اى بار بنهند و آن‌گاه در آن نقطه براى آب خوردن و همچنين آب دادن به چهارپايان خويش چاهى حفر كنند تا زمانى كه در آن مكان اردو زده باشند به بهره‌بردارى از آن سزاوارترند و البته در همين زمان مىبايست آب زياده از نياز خود را در اختيار ديگر كسانى هم كه خواهان استفاده از آن هستند قرار دهند . اما اگر از اين نقطه به جايى ديگر كوچ كنند آن چاه براى رهگذران خواهد بود . بدين ترتيب ، اين نوع از چاه‌ها در آغازين مراحل پس از حفر ، بهره‌بردارى اختصاصى دارد و پس از آن بهره‌بردارى عمومى مىيابد . اگر هم اين طايفه پس از مدتى ديگر بار به همان نقطه بازگردند حقى برابر با ديگران خواهند داشت و از اين ميان ، هركس زودتر بدان نقطه برسد و به سراغ آن چاه برود به بهره‌بردارى از آن سزامندتر است . حالت سوم آن است كه شخص چاه را به عنوان ملك و براى خود حفر كند . در چنين حالتى تا زمانى كه چاه به آب نرسيده است ملكيت شخص بر آن مستقر نمىشود . اما پس از رسيدن به آب ، ملكيت شخص بر آن به واسطهء احياء ، ملكيتى مستقر خواهد بود ، مگر آن‌كه چاه به دورچينى نياز داشته باشد . در اين صورت اين دورچينى بخشى از احياء و لازمهء استقرار ملكيت است و تنها پس از انجام آن است كه شخص مالك چاه و حريمش مىشود . اما دربارهء حريم چاه ، فقيهان با يكديگر اختلاف ورزيده‌اند : شافعى رحمه اللّه بدان گراييده كه اين