علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )
362
آيين حكمرانى ( فارسى )
به هرروى ، اگر كسى زمين خود را آبيارى كند يا چشمهاى در زمين خود جارى سازد و از آبى كه به مزرعه خود رسانده است سرريزى به زمين همسايه سرازير شود و آن را غرقه سازد ، وى ضامن نخواهد بود ؛ زيرا در ملك خود كارى مباح انجام داده است . اما اگر در آن آب ماهىاى گرد آيد همان همسايه بدان سزامندتر خواهد بود ؛ چرا كه اين ماهى در ملك او حاصل آمده است . گونهء سوم : نهرهاى كوچك يا جوىهايى است كه انسانها براى آبيارى اراضى احياشدهء خود ايجاد كردهاند . چنين جوىهايى ، ملكى مشترك ميان صاحبان اراضى است ، درست به سان كوچهاى كه ميان چند ملك احداث شده باشد كه ملكيت آن به هيچكدام از افراد آن كوچه اختصاص ندارد . اگر چنين جويى يا نهرى در بصره باشد ، آب حاصل از مد در آن جريان مىيابد و چنين آبى نيز به همهء مردمان شهر تعلق دارد و نبايد بر سر آن با يكديگر نزاع ورزند ؛ چرا كه آب همه را بسنده مىكند . به ذخيره كردن يا حبس كردن آن در زمين هم نيازى ندارند ؛ زيرا آب به سبب مد به اندازهاى بالا مىآيد كه همه اراضى را سيراب مىكند و پس از آن در جزيرهها فرومىنشيند . اما اگر چنين جويى در غير بصره يعنى در جاهايى باشد كه جزر و مد در آنها وجود ندارد ، اين جوى به مالكان زمين كه به حفر آن دست يازيدهاند تعلق دارد و ديگران نه حق دارند از آن براى آبيارى بهره جويند و نه حق دارند سرريز آن را از آن خود سازند . هيچكدام از صاحبان سهم در چنين آبى [ اگر كه چند مالك داشته باشد ] حق ندارند به تنهايى پلى بر روى آن سازند ، سطح آب را بالاتر آورند يا آسيابى را در مسير آن به كار اندازند ، مگر آنكه رضايت همه را كسب كنند ؛ زيرا همهء آنان در چيزى با يكديگر شريك هستند كه اختصاصى كردن آن بر آنها ممنوع است ، درست همانگونه كه در كوچهاى احداث شده ميان چند ملك ، هيچكدام از مالكان حق ندارند درى به كوچه بگشايند ، روزنى به آن بازكنند و يا ساباطى بر روى آن بسازند مگر اينكه رضايت همه را به دست آورند . به هر روى ، وضع چنين شريكانى در استفاده از اينگونه نهرها از يكى از اين سه حالت بيرون نيست : حالت نخست آنكه برحسب روز - اگر شمارشان كم باشد - يا برحسب ساعت - اگر شمارشان زياد باشد - و به ترتيب مزارع خود را آبيارى كنند . آنان اگر در رسيدن به يك ترتيب مشخص به توافق نرسند براى تعيين نوبت به قرعه توسل جويند تا اينكه نخستين دورهء ترتيب شكل گيرد و از آن پس همين دورهء تناوب و ترتيب را تكرار كنند و هركس در نوبت