علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )

36

آيين حكمرانى ( فارسى )

شورا مشتمل بر دو نفر باشد يا بر شمارى بيش از آن ، البته تا زمانى كه همچنان از شمارى محدود و مشخص فراتر نرود . از اين مبنا چنين استفاده مىشود كه به واسطهء سپردن ولايتعهدى به چند نفر ، امامت [ پس از خليفه پيشين ] به هيچ‌كس ديگر جز آن جمع انتقال نمىيابد ، هر چند جايز است فردى از اين جمع كه به واسطه انتخاب از سوى ديگر اعضا متعيّن گرديده و امامت به او انتقال يافته است كسى ديگر را وليعهد خويش كند . هنگامى كه امام خلافت خويش را به چنين شورايى مركب از چند نفر وامىگذارد ، اين انتخاب‌كنندگان حق ندارند زمانى كه هنوز آن امام پيشين زنده است يكى را از ميان خود به امامت برگزينند ، مگر آن‌كه همان امام پيشين اجازه داده باشد انتخاب را پيش اندازند و در دوران حيات او انجام دهند ؛ چرا كه او خود به امامت سزامندتر است و از همين روى كسى ديگر حق ندارد در كار امامت با او مشاركت كند . اگر اعضاى اين شورا از آن بيم داشته باشند كه پس از مرگ امام آشفتگىاى پيش آيد و بدين سبب از او [ براى تعيين امام پسين از ميان خود ] اجازه خواهند و او نيز اجازه دهد ، اين كار را انجام مىدهند . اگر امام به بيمارىاى نوميدكننده گرفتار شود اعضاى شورا تأمل مىكنند ؛ اگر اختيار و اراده از كف او برود و توان تدبير را از دست دهد اين وضعيت حكم مرگ او را دارد ، از اين نظر كه جايز است انتخاب كنندگان به تعيين امام همت گمارند . اما اگر همچنان آن امام از قدرت تشخيص و از توان تدبير برخوردار باشد ، آنان حق تعيين امام پسين را ندارند مگر اين‌كه او خود اجازه داده باشد . ابن اسحاق نقل كرده است كه چون عمر رضى اللّه عنه زخمى به خانه خويش درآمد ، سروصدايى شنيد . پرسيد : مردم را چه شده است ؟ گفتند : مىخواهند به حضورت آيند . آنان را اجازه داد . گفتند : اى امير مؤمنان ، وصيت كن ؛ عثمان را جانشين خويش در ميان ما قرار ده . گفت : چگونه ؟ او ثروت و باغ و بوستان را دوست دارد . پس مردم از نزد او برون رفتند . سپس ديگر بار سرو صدايى شنيد . پرسيد : مردم را چه شده است ؟ گفتند : مىخواهند به حضورت آيند . به آنان اجازه داد . گفتند : على بن ابى طالب عليه السّلام را جانشين خويش در ميان ما كن . گفت : در اين صورت او شما را بر راهى كه عين حق است خواهد داشت . ابن عباس رضى اللّه عنه گويد : در اين هنگام من به سوى او خم شدم و گفتم : اى امير مؤمنان ، چه چيز تو را از انجام اين كار بازمىدارد ؟ گفت : پسرم ! مگر بايد زنده و مرده ، او را تحمل كنم ؟ همان‌گونه كه براى خليفه تصريح كردن به نام كسانىكه حكومت را به شوراى ايشان مىسپارد تا يكى را بدين منظور از ميان خود برگزينند جايز است ، اين هم براى او جايز است