علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )

359

آيين حكمرانى ( فارسى )

ساكن اين شهر قسمت كردند . آنان عرض خيابان اصلى شهر را - كه مربد « 1 » شهر نيز بود - شصت ذراع ، عرض ديگر خيابان‌ها را بيست ذراع و عرض هر كوچه را هفت ذراع قرار دادند و در ميان هر محله ميدانى وسيع براى بستن اسبان و به خاك سپردن مردگانشان گذاردند . آنان خانه‌ها را ديوار به ديوار يكديگر ساختند و اين‌همه را به موجب نظرى كه بر آن اتفاق كرده بودند و همچنين متنى كه مخالفت با آن روا نبود به انجام رساندند ؛ چه ، بشير بن كعب از ابو هريره نقل كرده است كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله فرمود : « اگر مردم درباره راهى با يكديگر نزاع كنند آن را هفت ذراع قرار دهند » « 2 » . [ فصل : آب‌هاى استخراج‌شده ] اما آب‌هايى كه استخراج مىشود بر سه گونه است : آب نهر ، آب چاه و آب چشمه . [ آب نهرها ] نهرها « 3 » خود بر سه گونه‌اند : گونهء نخست : نهرهاى بزرگى است كه خداوند آن‌ها را روان ساخته و انسان‌ها آن‌ها را حفر نكرده‌اند ، همانند دجله و فرات كه آن‌ها را رافدين گويند و آب آن‌ها هم كشت و زرع و هم آشاميدن را پاسخگو است و گمان نمىرود در بسنده كردن همهء نيازها كاستىاى در آن رخ نمايد ، و ضرورتى هم وجود ندارد كه دربارهء استفاده از اين آب‌ها كار را به نزاع و دشمنى با همديگر كشاند . بنابراين ، براى هركس كه بخواهد جايز است براى آبيارى املاك خود از اين

--> ( 1 ) . مربد جاى خوابانيدن شتران ، بارانداز شهر . يا محل خشك كردن خرمن يا خرماها بوده است - م . ( 2 ) . « اذا تدارأ القوم فى طريق فليجعل سبعة اذرع » . حديثى نبوى است كه به مضمون در منابع مختلف آمده است . براى نمونه بنگريد به : ابو داوود ، سنن ابى داوود ، ج 3 ، ص 314 ، ش 3633 ( عين متن منتخب ماوردى ) ؛ ابن جارود ، المنتقى ، ج 1 ، ص 254 ، ش 1017 ؛ بخارى ، صحيح البخارى ، ج 2 ، ص 874 ، ش 2341 ؛ ابن حبان ، صحيح ابن حبان ، ج 11 ، ص 456 ، ش 5067 ؛ ترمذى ، سنن الترمذى ، ج 3 ، ص 637 ، ش 1355 و 1356 ؛ بيهقى ، سنن البيهقى الكبرى ، ج 6 ، ص 63 ، ش 11162 و 11163 و ج 6 ، ص 154 ، ش 11640 و ص 155 ، ش 11642 ؛ ابن حنبل ، مسند احمد ، ج 1 ، ص 317 ، ش 2914 ؛ ابن ماجه ، سنن ابن ماجه ، ج 2 ، ص 784 ، ش 2338 و 2339 ؛ طبرانى ، المعجم الاوسط ، ج 9 ، ص 96 ، ش 9234 ؛ همو ، المعجم الكبير ، ج 11 ، ص 302 ، ش 11806 ؛ هيثمى ، مجمع الزوائد ، ج 4 ، ص 159 و پس از آن ؛ كنانى ، مصباح الزجاجه ، ج 3 ، ص 47 ؛ ابو المحاسن حنفى ، معتصر المختصر ، ج 2 ، ص 22 ؛ ديلمى ، الفردوس ، ج 1 ، ص 373 ، ش 1065 ؛ ابن حجر ، فتح البارى ، ج 5 ، ص 119 ، ش 2341 ؛ عظيم آبادى ، عون المعبود ، ج 10 ، ص 45 ؛ مباركفورى ، تحفة الاحوذى ، ج 4 ، ص 490 - م . ( 3 ) . در اين دسته‌بندى اين نكته از نظر خواننده گرامى دور نخواهد بود كه عرب‌ها هم به جوى نهر مىگفته‌اند و هم به رودخانه . بنگريد به : لسترنج ، جغرافياى تاريخى سرزمينهاى خلافت شرقى ، ص 32 - م .