علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )
355
آيين حكمرانى ( فارسى )
حداقل شكلگيرى ساختمانى است كه سكونت در آن براى انسان امكانپذير باشد « 1 » . اما اگر هدف از احياء آماده كردن زمين براى كشت و زرع و يا كاشت درختان باشد سه شرط در آن لازم است : نخست آنكه در اطراف آن قدرى خاك بالا آورده شود تا بدين ترتيب حد فاصلى ميان قطعه مورد احياء و ديگر اراضى به وجود آيد . دوم آنكه اگر زمين خشك است آب به سويش رانده شود و اگر لجنزار است مسير آب از آن بيفتد ؛ چرا كه احياى اراضى خشك به آبيارى آنها و احياى اراضى لجنزار يا باتلاق به قطع جريان آب از آنهاست تا در نتيجه در هر دوى اين اراضى كشت و زرع و كاشت درختان امكانپذير گردد . سوم آنكه زمين شخمزده و آماده شود . اين آمايش به اين است كه قسمتهاى هموار جداگانه شخم زده شود ، از قسمتهاى بلندتر خاك به ديگر قسمتها جابهجا شود و قسمتهايى كه گودتر است پر شود « 2 » . هرگاه اين شرايط سهگانه فراهم آيد احياء كامل شود و شخص احياكننده مالك گردد . يكى از پيروان شافعى به خطا رفته و گفته است : تنها هنگامى احياكننده مالك مىشود كه در
--> ( 1 ) . اما ابو يعلى ( ص 209 ) گويد : چگونگى احياء در آنچه هدف از احياء سكونت است ، در اختيار گرفتن زمين به وسيله بناى يك چهار ديوارى است و ساختن سقف در آن لازم نيست . همچنين بنگريد به : ابن حجر ، فتح البارى ، ج 5 ، ص 18 - م . ( 2 ) . ابو يعلى ( ص 210 ) گويد : در آنچه هدف احياء كشت و زرع و كاشت درختان است احياء به يكى از اين دو چيز است : يا در اختيار گرفتن زمين به وسيله بناى چهار ديوارى يا به راندن آب به سوى زمين چنانچه خشك باشد و قطع جريان آب از آنچنانچه لجنزار باشد ؛ زيرا احياى زمين خشك به راندن آب به سوى آن و احياى لجنزار به قطع جريان آب از آن است تا بدينترتيب كشت و زرع و كاشت درختان در اين اراضى امكانپذير گردد . اينكه ميان قطعه زمين مورد احياء و ديگر اراضى پرچينى بالا آورده شود و بدين شكل حد فاصلى ميان آن قطعه و ديگر اراضى پديد آيد ، اين جايگزين چهارديوارى نمىشود . شخم زدن و آماده كردن زمين يعنى شخم قسمتهاى هموار ، صاف كردن قسمتهاى بلند و پر كردن قسمتهاى گود هم شرط احياء نيست . احمد بن حنبل - به روايت على بن سعيد - گفته است : احياء تنها به ايجاد چهارديوارى براى زمين امكانپذير است . بنابر اين اگر شخصى در اطراف زمين خاكريز بسازد استحقاق آن نيابد مگر هنگامى كه ديوار بسازد . همو گفته است : احياء آن است كه كسى چهار ديوارى بسازد يا چاهى بكند . هركس چهار ديوارىاى بسازد و به وسيله آن ديگر مردمان و نيز چهارپايان را از زمينى باز بدارد آن زمين از آن اوست ، خواه در آن كشت و زرع كند و خواه در آن چيزى نكارد . هركس هم چاهى حفر كند حريم چاه او بيست و پنج ذراع است . بدينترتيب پيداست كه امام احمد بالا آوردن پرچين را احياء ندانسته و ساختن ديوار يا حفر چاه را شرط احياء شمرده است - م .