علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )
349
آيين حكمرانى ( فارسى )
واحد كيل عراقيان است و آن را شابرقان هم گويند . يحيى بن آدم نيز گويد : اين قفيز همان مختوم حجاجى است « 1 » . اما قتاده از ابو مخلد روايت كرده كه عثمان بن حنيف بر هر جريب تاك ده درهم ، بر هر جريب خرماى عادى هشت درهم ، بر هر جريب نيشكر شش درهم ، بر هر جريب خرماى مرغوب پنج درهم ، بر هر جريب گندم چهار درهم و بر هر جريب جو دو درهم مقرر كرد . بدين ترتيب خراج گندم و جو در اين روايت با آنچه در روايت ديگر آمده است تفاوت دارد و اين تفاوت به تفاوت نواحى و اندازهاى كه در پذيرش هر ناحيه وجود داشته است بازمىگردد . ذراع حذيفه و عثمان بن حنيف [ در اين پيمايش ] يك ذراع يد به اضافه يك قبضه « 2 » و يك انگشت ابهام به صورت باز بود . در آغاز روزگار فرمانروايى ايرانيان ، در منطقهء سواد نظام مقاسمه برقرار بود ، تا آنكه قباد بن فيروز اراضى آن را پيمايش كرد و بر آن خراج مقرر داشت . در نتيجهء اين نظام پيمايش و خراج ، براى وى درآمدى معادل صد و پنجاه ميليون درهم - به وزن معادل مثقال - حاصل آمد . هرچند پيشتر در اين اراضى نظام مقاسمه برقرار بود ، اما سبب پيدايش نظام پيمايش و خراج بدان بازمىگردد كه آوردهاند : روزى وى [ - قباد ] روانهء شكار شد . در اين ميان به درختى درهم پيچيده برخورد كرد و شكار به درون لايههاى درخت رفت . او بر تپهاى فراز آمد تا از آن فراز درخت را بنگرد و ببيند چه شكارهايى در لابهلاى آن است . زنى را ديد كه در باغى داراى درختان ميوهدار خرما و انار به كندن مشغول است و كودكى را نيز به همراه دارد و آن كودك مىخواهد قدرى انار بخورد ، اما آن زن او را از اين كار بازمىدارد . خسرو در شگفت شد و فرستادهاى نزد آن زن گسيل داشت تا از علت اينكه فرزند خويش را از خوردن بازمىدارد بپرسد . آن زن در پاسخ گفت : پادشاه را حقى است و هنوز قاسم براى ستاندن آن حق نيامده است . از اين بيم داريم كه پيش از برداشته شدن حق پادشاه چيزى از اين محصول برداشته شود . دل پادشاه از شنيدن سخن اين زن سوخت و احساسى از مهربانى با
--> ( 1 ) . به گزارش قلعهچى قفيز واحد اندازهگيرى كيل بوده و مقدار آن در سرزمينهاى مختلف تفاوت داشته است . از آن جمله قفيز شرعى معادل 12 صاع يا 8 مكوك است كه نزد حنفيه با 344 / 40 ليتر يا 39138 گرم گندم برابرى مىكند و در ديگر مذاهب معادل 976 / 32 ليتر يا 26064 گرم گندم است . بنگريد : قلعهچى ، معجم لغة الفقهاء ، ص 368 - م . ( 2 ) . قبضه ( مشت ) واحدى براى اندازهگيرى و معادل هفت انگشت يا 7 / 7 سانتيمتر است . بنگريد به : قلعهچى ، معجم لغة الفقهاء ، ص 356 - م .