علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )
346
آيين حكمرانى ( فارسى )
[ مرزهاى سواد و عراق ] حدود سواد از نظر طول از حديثهء موصل تا آبادان و از نظر عرض از عذيب قادسيه تا حلوان و بدينسان طول اين سرزمين صد و شصت فرسنگ و عرض آن هشتاد فرسنگ است « 1 » . اما عراق از نظر عرض عرفا همان عرض سواد را دربر مىگيرد ، ولى از نظر طول از آن كمتر است ؛ زيرا عراق از نظر طول در شرق دجله از علث و در غرب دجله از حربى آغاز مىشود و تا انتهاى توابع بصره در جزيرهء آبادان ادامه مىيابد . بدينترتيب طول عراق صد و بيست فرسنگ مىشود كه از طول سواد سى و پنج فرسنگ كمتر است . عرض عراق نيز با توابع آن در عرف ، هشتاد فرسنگ است . قدامة بن جعفر گويد : حاصل ضرب اين ابعاد ده هزار فرسنگ مىشود . طول هر فرسنگ به ذراع مرسل « 2 » هزار ذراع و به ذراع مساحت كه همان ذراع هاشمى است نه هزار ذراع است . اگر اين عدد در همانند خود ضرب شود حاصل ضرب يك فرسنگ در يك فرسنگ را به دست دهد ، يعنى بيست و دو هزار و پانصد جريب . اگر اين عدد نيز در شمار فرسنگها يعنى همان ده هزار فرسنگ ضرب شود ، حاصل به دويست و بيست و پنج ميليون جريب رسد . از اين مقدار به تخمين بايد مساحت تپهها ، بلندىها ، شورهزارها ، نيزارها ، راههاى فرعى و راههاى اصلى ، بستر نهرها ، حاشيههاى شهرها و روستاها ، باراندازها ، محلهاى پيكها ، پلها ، شاذروانها ، بندرها « 3 » ، جاى انبار كردن نىها و كورههاى آجرپزى و جز اين را كه هفتاد و پنج ميليون جريب يعنى ثلث عراق مىشود از مساحت كل اين سرزمين كسر كرد . باقيمانده مساحت عراق پس از كسر اين رقم ، صد و پنجاه ميليون جريب مىشود كه نيمى از آن به آيش گذارده مىشود و نيمى ديگر زير كشت مىرود و اين افزون بر نخلهاى خرما ، تاكها و ديگر درختانى است كه در همهء اراضى عراق ديده مىشود .
--> ( 1 ) . ابو يعلى گويد : اينها به استثناى آبادىهايى چند است كه احمد از آنها نام برده و ابو عبيد نيز آنها را ياد كرده است : حيره ، بانقيا ، سرزمين بنى حلوبا و آبادىاى ديگر كه همه به صلح به سرزمينهاى اسلامى درآمدند . ابو بكر [ بيهقى ] به اسناد خود از عمر نقل كرده كه نوشته است : « خداوند - عز و جل - منطقه ميان عذيب تا حلوان را فتح كرد » - م . ( 2 ) . چنانكه هينس در تحقيقات خود آورده ذراع مرسل با ذراع اليد شرعى مطابقت داشته و برابر 875 / 49 سانتيمتر بوده است . بنابر گزارش وى ذراع مساحت يا ذراع هاشمى كه آن را ذراع الملك نيز گويند در مرحلهاى معادل 81 / 66 و در مرحلهاى ديگر معادل 21 / 66 سانتيمتر بوده است و بنابراين ارزش عملى آن معادل 5 / 66 سانتيمتر فرض مىشود . بنگريد : هينس ، اوزان و مقياسها در اسلام ، ص 94 - 96 - م . ( 3 ) . در نزد ابو يعلى ، « بيادر » آمده است ، يعنى خرمنگاهها - م .