علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )
333
آيين حكمرانى ( فارسى )
حرم آن را شهرى ايمن قرار ده وَ ارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَراتِ ؛ « 1 » چه اينكه منطقهء حرم پيشتر بيابانى بىكشت و زرع بود و ابراهيم از خداوند تعالى خواست آنجا را براى زن و فرزند وى امن و حاصلخيز قرار دهد تا آنان در خوشى و گشايشى بزيند . خداوند نيز خواستهء او را برآورد و اين منطقه را حرمى امن قرار داد ، درحالىكه مردم در سرزمينهاى همجوار آن ربوده مىشدند . خداوند ، همچنين ، محصولها و ميوههاى همهء ديگر سرزمينها را بدانجا خواند و همه را آنجا گردآورد . عالمان در اينباره كه آيا مكه و سرزمينهاى مجاور آن در پى دعاى ابراهيم عليه السّلام به حرم امن بدل شد يا پيشتر نيز چنين بوده ، اختلاف ورزيده و يكى از آن دو نظر را اختيار كردهاند : ديدگاه نخست آنكه اين منطقه حتى پيش از دعاى ابراهيم عليه السّلام پيوسته در برابر ستمگران و زورگويان و نيز در برابر خورشيد گرفت و زمينلرزه در امان بود و آنچه ابراهيم عليه السّلام از خداوند خواسته اين بوده است كه آنجا را در برابر قحطى و خشكسالى هم در امان بدارد و به ساكنانش از محصولهاى گوناگون روزى دهد . دليل اين سخن روايت سعيد بن ابى سعيد است كه گفت : از ابو شريح خزاعى شنيدم كه مىگويد : پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله آن هنگام كه مكه را گشود در ميان مردم برخاست و چنين خطبه ايراد كرد : « اى مردم ، خداوند آن روز كه آسمانها و زمين را آفريد مكه را حرام قرار داد ؛ پس آن تا روز قيامت حرام است . براى هيچ مردى كه به خدا و روز واپسين ايمان داشته باشد حلال نيست كه در آنجا خون بريزد يا درختى را ببرد . پس از من هيچگاه براى هيچكس حلّ نخواهد بود و براى من نيز جز اين دم ، و آن هم از روى خشم بر ساكنانش ، حلّ نيست . زنهار كه پس از اين دم اين شهر به وضع پيشينى كه ديروز داشته بازگشته است . هلا ، حاضران به غايبان برسانند و هركس هم بگويد پيامبر خدا در اين جا كسى را كشته است بگوييد : خداوند تعالى اين شهر را براى پيامبر خويش حلّ قرار داده و براى تو حلّ قرار نداده است » « 2 » .
--> ( 1 ) . بقره / 126 : آنگاه را كه ابراهيم گفت : پروردگار من ، اين را شهرى امن قرار ده و ساكنانش را از ميوهها روزى ده . ( 2 ) - « يا ايها الناس ان اللّه سبحانه حرّم مكة يوم خلق السماوات و الارض فهى حرام الى يوم القيامة لا يحل لامرىء يؤمن باللّه و اليوم الآخر ان يسفك بهاد ما او يفصد بها شجرا و انها لا تحل لاحد بعدى و لم تحل لى الا هذه الساعة غضبا على اهلها . الا و هى قد رجعت على حالها بالامس . الا ليبلغ الشاهد الغائب فمن قال ان رسول اللّه قد قتل بها احدا فقولوا ان اللّه تعالى قد احلها لرسوله و لم يحلها لك » . متن را بنگريد در : ابن هشام ، السيرة النبوية ، ج 4 ، ص 42 و 43 . گواههايى براى اين حديث نيز در صحيح بخارى ( ج 5 ، ص 87 و ج 8 ، ص 30 ) آمده است - م .