علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )
242
آيين حكمرانى ( فارسى )
بزغالهها ، برهها ، كرهشتران و گوسالهها چنانچه پيش از سال به دنيا آمده باشند به همان سال مالى مادرانشان مزكّى مىشوند و شمار مادران معيار نصاب است . بنابراين در صورتى كه شمار مادران به نصاب نرسد از ديدگاه ابو حنيفه چنانچه شمار مجموع آنها و مادرانشان به نصابى برسد ، بر معيار سال مالى مادرانشان از آنها زكات ستانده مىشود ، ولى از ديدگاه شافعى پس از كامل شدن نصاب [ به انضمام اين دو شمار به يكديگر ] از همين زمان سالى نو آغاز مىشود و از آن وقت به بعد بايد سالى حاصل آيد . اسبان ، استران و خران زكات ندارند . اما ابو حنيفه پرداخت يك دينار زكات را به ازاى هر رأس ماده اسب بيابانچر واجب دانسته است . اين در حالى است كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله فرمود : « زكات اسبان و بردگان را بر شما بخشيدهام » « 1 » . چنانچه گردآورندهء زكات ، خود از كارگزاران تفويض باشد ، دربارهء آنچه فقيهان در آن اختلاف دارند ، نه برپايهء اجتهاد امام و نه برپايهء اجتهاد صاحبان اموال ، بلكه تنها برپايهء اجتهاد و رأى خويش عمل مىكند و براى امام جايز نيست دربارهء مقدار زكاتى كه بايد بستاند به او دستور صريح دهد . اما چنانچه اين گردآورنده از كارگزاران تنفيذ باشد ، در آنچه دربارهاش اختلاف شده است نه به اجتهاد صاحبان اموال ، بلكه به اجتهاد امام عمل مىكند و خود حق اجتهاد ندارد و بر امام لازم است دربارهء مقدار زكاتى كه ستانده مىشود دستورى صريح به او بدهد . چنين كارگزارى
--> اين حديث نبوى عينا يا با تفاوتهايى اندك در منابع متعددى آمده است . از آن جمله بنگريد به : ترمذى ، سنن الترمذى ، ج 3 ، ص 25 ، ش 631 و ص 26 ، ش 632 ؛ ابو داوود ، سنن ابى داوود ، ج 2 ، ص 100 ، ش 1573 ؛ ابن ماجه ، سنن ابن ماجه ، ج 1 ، ص 571 ، ش 1792 ؛ مالك ، الموطأ ، ج 1 ، ص 245 - 255 و 256 ؛ ابن ابى شيبه ، مصنف ابن ابى شيبه ، ج 2 ، ص 386 ، ش 10214 و ص 387 ، ش 10219 و 10220 ؛ صنعانى ، مصنف عبد الرزاق ، ج 4 ، ص 88 ، ش 7076 ؛ ابن حنبل ، مسند احمد ، ج 1 ، ص 148 ، ش 1264 ؛ طبرانى ، المعجم الكبير ، ج 25 ، ص 137 ، ش 331 ؛ ديلمى ، الفردوس ، ج 3 ، ص 393 ؛ شافعى ، مسند الشافعى ، ص 91 - م . ( 1 ) . « عفوت لكم عن صدقة الخيل و الرقيق » . اين حديث در منابعى چند آمده است از آن جمله بنگريد به : ترمذى ، سنن الترمذى ، ج 3 ، ص 16 ، ش 620 ؛ دارمى ، سنن الدارمى ، ج 1 ، ص 467 ، ش 1629 ؛ ابن ماجه ، سنن ابن ماجه ، ج 1 ، ص 570 ، ش 1790 ؛ ابن ابى شيبه ، مصنف ابن ابى شيبه ، ج 2 ، ص 381 ، ش 10140 و ج 7 ، ص 311 ، ش 36384 ؛ صنعانى ، مصنف عبد الرزاق ، ج 4 ، ص 33 ، ش 6879 و ص 34 ، ش 6880 ؛ بيهقى ، سنن البيهقى الكبرى ، ج 4 ، ص 117 ، ش 7198 ؛ طحاوى ، شرح معانى الآثار ، ج 2 ، ص 27 و 29 ؛ طبرانى ، المعجم الاوسط ، ج 6 ، ص 277 ؛ ابن حنبل ، مسند احمد ، ج 1 ، ص 121 ، ش 984 ، ص 132 ، ش 1097 و ص 146 ، ش 1242 ؛ حميدى ، مسند الحميدى ، ج 1 ، ص 30 ، ش 54 ؛ طيالسى ، مسند الطيالسى ، ص 19 ؛ ابو يعلى ، مسند ابى يعلى ، ج 1 ، ص 256 ، 423 و 436 ؛ ابن عبد البر ، التمهيد ، ج 4 ، ص 215 ؛ عظيم آبادى ، عون المعبود ، ج 7 ، ص 164 ؛ مباركفورى ، تحفة الاحوذى ، ج 3 ، ص 201 ، مناوى ، فيض القدير ، ج 1 ، ص 173 ؛ ابن حجر ، تلخيص الحبير ، ج 2 ، ص 149 - م .