علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )

221

آيين حكمرانى ( فارسى )

« پروردگارا بر ما فرو فرست بارانى پربار ، سرشار ، پيوسته ، همه‌جاگير و توقف‌ناپذير كه گياه بدان از زمين سر برآورد و پستان‌ها بدان پرشير شود و زمين پس از دوره‌اى مردگى زنده گردد ، و به همين‌سان [ از خاك ] برون آورده شويد » « 1 » . هنوز اين دعا به پايان نرسيده بود كه آسمان نعمت‌هاى خود را بر مردم فرو ريخت . پس مردمان آن طايفه بازآمدند ، درحالىكه فرياد مىزدند : اى پيامبر خدا ، غرق مىشويم . پيامبر صلّى اللّه عليه و إله چنين دعا كرد : « بر اطراف ما ببار و نه به زيان ما » « 2 » . پس ابرها به‌سان گوشت كنارهء ناخن كه پس نشيند از آسمان مدينه كنار رفت . پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله خنديد آن اندازه كه دندان‌هاى پس از نيش نمايان شد . سپس فرمود : « آفرين خدا بر ابو طالب ، اگر زنده بود چشمانش روشن مىگشت . كيست كه شعر او را ترنم كند ؟ » « 3 » . على بن ابى طالب عليه السّلام برخاست و گفت : اى پيامبر خدا ، گويا مقصود تو اين شعر اوست :

--> ( 1 ) . « اللهم اسقنا غيثا غدقا مغيثا سحا طبقا غير رائث ينبت به الزرع و يملأ به الضرع و تحيى به الارض بعد موتها و كذلك تخرجون » . اين متنى است كه ماوردى آورده و نزديك‌ترين متن به آن نيز روايت ابو نعيم است . بنگريد به : ابو نعيم ، دلائل النبوة ، ص 184 ، ش 238 . نزديك به همين مضمون را نيز بنگريد در : طبرانى ، المعجم الاوسط ، ج 7 ، ص 321 ؛ هيثمى ، مجمع الزوائد ، ج 2 ، ص 212 . البته ، روايت‌هاى ديگرى با همين مضمون ولى با عبارت كوتاه‌تر در ديگر منابع اهل سنت آمده است . براى نمونه اين دعاى پيامبر صلّى اللّه عليه و إله را چنين روايت كرده‌اند : « اللهم اسقنا غيثا مريئا سريعا غدقا رائث [ غير ] ضار » . براى نمونه بنگريد به : حاكم ، المستدرك على الصحيحين ، ج 1 ، ص 475 ، ش 1222 و ص 476 ، ش 1226 ؛ ابن خزيمه ، صحيح ابن خزيمه ، ج 2 ، ص 335 ، ش 1416 ؛ حنبلى مقدسى ، الاحاديث المختاره ، ج 9 ، ص 527 ، ش 510 ؛ نسائى ، السنن الصغرى ، ج 1 ، ص 422 ؛ كنانى ، مصباح الزجاجه ، ج 1 ، ص 150 و 151 ؛ بيهقى ، سنن البيهقى الكبرى ، ج 3 ، ص 355 ، ش 6230 ؛ ابو داوود ، سنن ابى داوود ، ج 1 ، ص 303 ، ش 1169 و ص 404 ، ش 1269 ؛ ابن ابى شيبه ، مصنف ابن ابى شيبه ، ج 6 ، ص 28 ، ش 29225 و ص 324 ، ش 31771 ؛ صنعانى ، مصنف عبد الرزاق ، ج 3 ، ص 89 و 90 ، ش 4907 ؛ طبرانى ، المعجم الاوسط ، ج 7 ، ص 29 ، ش 6754 ؛ ابن حنبل ، مسند احمد ، ج 4 ، ص 235 ؛ ابن عبد البر ، التمهيد ، ج 22 ، ص 64 و 66 و ج 23 ، ص 433 ؛ شافعى ، الام ، ج 1 ، ص 251 - م . ( 2 ) . « اللهم حوالينا و لا الينا » . اين متن را بنگريد در : مسلم ، صحيح مسلم ، ج 2 ، ص 614 ، ش 896 ؛ بخارى ، صحيح البخارى ، ج 1 ، ص 315 ، ش 891 ، ص 343 ، ش 967 ، ص 344 ، ش 968 ، ص 346 ، ش 974 و 975 و چند جاى ديگر ؛ ابن خزيمه ، صحيح ابن خزيمه ، ج 2 ، ص 338 ، ش 1423 ؛ ابن حبان ، صحيح ابن حبان ، ج 3 ، ص 273 و ج 7 ، ص 106 و 107 ؛ ابو نعيم اصفهانى ، المسند المستخرج ، ج 2 ، ص 481 - 483 ؛ هيثمى ، مجمع الزوائد ، ج 2 ، ص 213 ، كنانى ، مصباح الزجاجه ، ج 1 ، ص 150 ؛ بيهقى ، سنن البيهقى الكبرى ، ج 3 ، ص 221 ، 352 - 354 و 356 ؛ شافعى ، مسند الشافعى ، ص 80 ؛ ابو داوود ، سنن ابى داوود ، ج 1 ، ص 304 ، ش 1174 ؛ نسائى ، السنن الكبرى ، ج 1 ، ص 558 ، ش 1818 و منابع ديگر متعدد ديگر - م . ( 3 ) . « لله در ابى طالب لو كان حيا لقرت عيناه . من الذى ينشد شعره ؟ » متن را با تفاوت‌هايى اندك بنگريد در : ابن حجر ، فتح البارى ، ج 2 ، ص 495 ؛ ابن عبد البر ، التمهيد ، ج 22 ، ص 66 ؛ حسينى ، البيان و التعريف ، ج 2 ، ص 26 - م .