علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )
142
آيين حكمرانى ( فارسى )
سوم آگاهى از تفسير سلف از متون روايت ، اعم از آنچه در آن اجماع دارند و آنچه در آن اختلاف ورزيدهاند ، تا در نتيجه در آنچه اجماعى است از اجماع پيروى كند و در آنچه مورد اختلاف است به رأى خويش اجتهاد كند . چهارم آگاهى از قياسى است كه در چارچوب آن « فرع » هايى كه در شرع در مورد آنها سكوت شده به « اصل » هايى كه در شرع به احكامشان تصريح شده يا اجماعى بر آنها صورت پذيرفته است بازگردانده شوند و از اين رهگذر شخص بتواند به كشف مقررات پديدههاى نوخاسته و شناخت حق از باطل راه بگشايد . هرگاه كسى از اين مبانى و منابع چهارگانهء احكام شرع آگاهى كامل داشته باشد به واسطهء آن در شمار « اهل اجتهاد » در دين جاى مىگيرد و براى او جايز است كه فتوا دهد و قضاوت كند ، يا فتوا خواهد و قضاوت طلبد . اما اگر آگاهى از هيچ يك از اين منابع و مبانى و يا حتى آگاهى از برخى از آنها فراهم نباشد ، شخص از شمار اهل اجتهاد بيرون است و نه براى او فتوا دادن جايز است و نه قضاوت كردن . اگر همچنين كسى به قضاوت نصب شود و حكمى درست يا نادرست صادر كند ، گماردن او باطل است و حكمى كه داده است ، هرچند كه مطابق حق و درستى باشد ، ناپذيرفتنى است و مسئوليت اين قضاوت نيز متوجه خود او و كسى است كه او را به سمت داورى و قضاوت گمارده است . ابو حنيفه جايز دانسته است كسىكه مجتهد هم نيست به قضاوت گمارده شود تا خود در داورىهايى كه مىكند يا احكامى كه صادر مىكند فتوا بخواهد . اما آنچه اكثريت فقيهان برآنند اين است كه ولايت چنين كسى باطل و احكام او نيز مردود است . افزون بر اين ، تقليد در فروع شرع يك ضرورت و استثنا است و اين ضرورت نه در كسىكه مردم را به داورى با حكمى الزام مىكند ، بلكه در كسانى امكان تحقق دارد كه خود به احكامى كه داورى به حق است الزام مىشوند . در خبر است كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله چون معاذ را به كارگزارى خود به يمن روانه ساخت او را آزمود . « پيامبر صلّى اللّه عليه و إله پرسيد : به چه چيز حكم مىكنى ؟ گفت : به كتاب خدا . پرسيد : اگر نيابى ؟ گفت : به سنت پيامبر خدا . فرمود : اگر نيابى ؟ گفت : به رأى خود اجتهاد مىكنم . پس پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله فرمود : ستايش خدايى را كه فرستادهء فرستادهء خدا را به آنچه پيامبر او را خرسند مىكند توفيق داد » « 1 »
--> ( 1 ) . متنى كه ماوردى آورده اين است كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله چون معاذ را روانه يمن ساخت از او پرسيد : « . . . بم تحكم ؟ قال :