علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )
132
آيين حكمرانى ( فارسى )
بهطور طبيعى در قلمرو آنان سكونت دارند ستانده شده است . در صورتى كه سركشان در دوره تمرّد كارى انجام دهند كه موجب حد است در لزوم اجراى اين حد بر آنان ، پس از سلطه يافتن بر آنها ، دو احتمال وجود دارد . فصل سوم : پيكار با شورشيان و راهزنانى كه از دسترس دورند اگر گروهى از تبهكاران بر اين گرد هم آيند كه آشكارا سلاح بركشند ، راهزنى كنند ، اموال مردم به چپاول برند ، مردم را بكشند و راه بر رهگذران ببندند ، « محارب » هايى هستند كه خداوند دربارهء آنان فرموده است : إِنَّما جَزاءُ الَّذِينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ « 1 » . فقيهان دربارهء احكام برآمده از اين آيه اختلاف ورزيده و سه ديدگاه اختيار كردهاند : ديدگاه نخست آنكه امام و كسانىكه به نيابت از او فرماندهى پيكار را در كف گرفتهاند ، حق دارند ميان اينكه بكشند و بر صليب نكشند ، يا بكشند و بر صليب بكشند ، يا دستان و پاهاى آنان را برعكس يكديگر ببرند و يا آنان را به جايى دور تر از سرزمين اصلى خود برانند ، يكى را برگزينند . اين ديدگاه سعيد بن مسيب ، مجاهد ، عطاء و ابراهيم نخعى است . ديدگاه دوم آنكه از ميان اين محاربان هركس داراى انديشه و تدبير باشد ، امام او را مىكشد و از او نمىگذرد ، هركس داراى توان بدنى و جنگاورى باشد ، امام دست و پاى او را برعكس همديگر مىبرد و هركس نه داراى انديشه و تدبير و نه داراى توان بدنى و جنگاورى باشد امام او را تعزير مىكند و به زندان مىافكند . اين ديدگاه مالك بن انس و گروهى از فقيهان مدينه است كه كيفرهاى ياد شده در آيه را ، برحسب تفاوت ويژگىها يا توانمندىهاى محاربان در تسلسل و ترتيبى ويژه جاى دادهاند . ديدگاه سوم آن است كه ترتيب ميان كيفرها ، نه به تفاوت در ويژگىها ، بلكه تنها بسته به تفاوت در توانمندىها و كارهاى محاربان است ، بدينسان آنكه كسانى را كشته و اموالشان ستانده است كشته مىشود و بر صليب كشيده مىشود ، آنكه كشته ولى مالى نستانده است تنها به قتل مىرسد و بر صليب كشيده نمىشود ، آنكه تنها اموالى ستانده ولى كسى را نكشته است ،
--> ( 1 ) . مائده / 33 : جز اين نيست كه كيفر كسانىكه با خدا و پيامبرش مىجنگند و در زمين راه تباهى مىجويند ، اين است كه كشته شوند يا به دار آويخته شوند يا دست و پايشان برعكس يكديگر بريده شود يا از زمين رانده شوند .