علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )

128

آيين حكمرانى ( فارسى )

نه آن‌كه از آغاز ، هدف كشتن آنان باشد ، درحالىكه در پيكار با مشركان و مرتدان ، جايز است كه از همان آغاز ، هدف از پيكار ، كشتن آنان باشد . نكتهء دوم آن‌كه در برخورد با اين گروه ، تنها زمانى كه در حال جنگ باشند پيكار مىشود و زمانى كه پشت كنند و در حال فرار باشند از آنان دست برداشته مىشود ، درحالىكه در پيكار با مرتدان و اهل حرب ، جنگيدن با آنان هم درحالىكه روى به ميدان دارند جايز است و هم درحالىكه پشت كرده‌اند و مىگريزند . نكتهء سوم آن‌كه كسانى از اين طايفه كه در پيكار زخم برداشته‌اند به قتل نمىرسند ، هر چند ممكن است چنين كارى در برخورد با مجروحان سپاه مشركان و مرتدان جايز باشد . على عليه السّلام در نبرد جمل فرمود كه صلازنند : هلا ! نه كسى را كه پشت كرده است تعقيب كنيد و نه بر كسىكه زخمى شده است نيزهء مرگ وارد آوريد . نكتهء چهارم آن‌كه اسيران اين طايفه به قتل نمىرسند ، هرچند اسيران مشركان و مرتدان كشته شوند . دربارهء كسانى از اين طايفه هم كه اسير شده‌اند بسته به وضعيتى كه دارند عمل مىشود : هركس دربارهء وى اين اطمينان وجود داشته باشد كه به جنگ باز نمىگردد آزاد مىشود و هركس نسبت به وى چنين اطمينانى نيست تا پايان جنگ در بازداشت مىماند و پس از آن آزاد مىشود . نگه داشتن چنين كسى در بازداشت ، پس از پايان جنگ جايز نيست . حجاج بن يوسف يكى از ياران قطرى بن فجاءه را به سبب آشنايى پيشينى كه با او داشت آزاد كرد . پس قطرى بدان كس گفت : به جنگ حجاج دشمن خدا بازگرد . اما او گفت : هرگز ! او كسى را به زنجير بردگى خويش كشاند كه خود آزادش كرد و كسى را به بردگى خويش درآورد كه از اسارتش رهاند . پس اشعارى اين‌گونه بر زبان آورد : آيا با سيطره حجاج بجنگم ، آن هم با دستى كه اقرار مىكند وابستهء اوست ؟ در چنين صورتى من نماد نيرنگ و كسى هستم كه حيله‌هايش بر زشت‌ترين رفتارهايش گواهى مىدهد . آن‌گاه كه در پيكار ، با او روياروى شوم و آن زمان كه كردارهاى پسنديده او حجتى بر من باشد چه با او توانم گفت ؟ آيا توانم گفت كه او بر من ستم ورزيده و نامهربانى كرده است ؟ نه ، چرا كه در اين صورت من سزامندترين كسى هستم كه رواست حكمرانان بر او ستم رانند . و آن‌گاه مردمان در روزگاران خواهند گفت : كسانى در مزرع من نهال نيكوكارى