علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )
119
آيين حكمرانى ( فارسى )
چنانچه كسى از مرتدان در دورهء مسلمانى خود و پيش از ارتداد ، حج گزارده باشد ، اين حج به ارتداد باطل نمىشود و قضاى آن پس از توبه بر او لازم نيست . اما ابو حنيفه گفته است : حج به ارتداد باطل مىشود و پس از توبه بايد آن را قضا كند . اگر كسى بر ارتداد بماند و توبه نكند ، كشتن وى لازم است ، خواه مرد باشد و خواه زن . اما ابو حنيفه گفته است : زن را به ارتداد نمىكشم . اين در حالى است كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله زنى را كه « ام رومان » كنيهاش بود به سبب ارتداد كشت « 1 » . نه جايز است مرتد در ازاى پرداخت جزيه يا به موجب قرارداد ، بر ارتداد خود باقى گذارده شود ، نه جايز است گوشت حيوانى را كه او ذبح كرده است بخورند و نه جايز است به او زن دهند . فقيهان در اينباره كه آيا بايد مرتد بلافاصله كشته شود يا اينكه بايد به او سه روز مهلت داد ، اختلاف كرده و دو نظر ابراز كردهاند : نخست آنكه بايد بيدرنگ كشته شود تا خداوند - عزو جل - هيچ حقى را به تأخير نيفكند ؛ دوم آنكه به مرتدان سه روز مهلت داده مىشود ، شايد كه به توبه ، گذشتهء خود را جبران كند ، چونان كه على عليه السّلام مستورد عجلى را سه روز براى توبه كردن مهلت داد و پس از اين مهلت او را كشت « 2 » . مرتد را با شمشير به قتل رسانند . اما ابن سريج - از پيروان شافعى - گفته است : او را با چوب مىزنند تا بميرد ؛ زيرا با اين روش در مقايسه با كشتن به شمشير برنده ، قتل كندتر صورت مىپذيرد و شايد در اين ميان شخص بتواند توبه كند . پس از كشتن مرتد ، نه او را غسل دهند و نه بر او نماز گزارند ، بلكه رويش خاك بريزند و او را مدفون سازند . همچنين ، او را از آن روى كه به سبب ارتداد ، از شمار مسلمانان بيرون رفته است نبايد در قبرستان مسلمانان به خاك سپرد ، چنانكه به واسطهء حرمتى كه مسلمانى پيشين وى دارد و از اين روى ، با همجوارى كافران نمىسازد در قبرستان مشركان نيز نبايد دفن كرد . مال مرتد در شمار « فىء » و متعلق به بيت المال مسلمانان است و به مصرف خمسبگيران مىرسد ؛ چرا كه هيچكس ، مسلمان و كافر ، از مرتد ارث نمىبرد . ابو حنيفه گفته است : آنچه مرتد پيش از ارتداد به دست آورده است از او به ارث مىرسد و آنچه پس از ارتداد كسب كرده
--> ( 1 ) . ابن حجر عسقلانى اين ماجرا را نقل كرده و با نسبت دادن نقل آن به دارقطنى و بيهقى طريق اين خبر را ضعيف دانسته است . بنگريد به : ابن حجر ، تلخيص الحبير ، ج 4 ، ص 49 . همچنين بنگريد به : شوكانى ، نيل الاوطار ، ج 8 ، ص 3 - م . ( 2 ) . بنگريد به : صنعانى ، مصنف عبد الرزاق ، ج 1 ، ص 125 ، ش 461 ، ج 6 ، ص 105 ، ش 10139 و ج 10 ، ص 170 ؛ ابن عبد البر ، التمهيد ، ج 9 ، ص 166 ؛ ابن حزم ، المحلى ، ج 1 ، ص 262 ؛ شوكانى ، نيل الاوطار ، ج 6 ، ص 193 - م .