أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
57
آثار الباقيه ( فارسى )
كه به خوارزمشاه معروف مىشدند پيروى كردند تا آنكه آفريغ كه از نژاد كيخسرو بود به شاهى رسيد و مردم خوارزم به اين پادشاه فال بد ميزدند چنان كه ايرانيان به يزدگرد گناهكار فال بد مىزدند و پس از آفريغ پسر او به سلطنت رسيد و كاخ خود را بر پشت فير در سال ششصد و شانزده اسكندرى بناء كرد و خوارزميان به او و به زادگان او تاريخ گذاشتند و اين فير در كنار شهر خوارزم دژى بود كه از خشت و گل سه قلعه تودرتو كه هريك از ديگرى بلندتر بود بنا شده بود و فوق همه اين دژها كاخ سلطنتى بود مانند غمدان در يمن كه جايگاه تبابعه بود و غمدان قلعهايست كه روبروى مسجد جامع شهر صنعاء مىباشد و از سنگ به پا شده و مىگويند كه سام بن نوح پس از توفان آنجا را ساخت و چاهى را نيز كه كنده بود در آنجاست و نيز گفتهاند كه اين قلعه هيكلى بود كه ضحاك به نام زهره ساخته بود . قصر فير از مقدار بيشتر از ده ميل ديده مىشود و نهر جيحون اين قصر را از ميان برد و هر سال پارهاى از بناء آن را منهدم كرد تا آنكه در سال هزار و سيصد و پنج اسكندرى اثرى از آن نماند . هنگامىكه پيغمبر اسلام بپيامبرى برانگيخته شد ارثموخ بن بوزكار بن خامكرى بن شاوش سخر بن ازكاجوار بن اسكجموك بن سخسك بن بغره بن آفريغ پادشاه خوارزم بود و چون قتيبة بن مسلم در دفعهى دوم خوارزم را گرفت و اهل آن مرتد شده بودند اسكجموك بن ازكاجوار بن سبرى بن سخر بن ارثموخ را براى ايشان پادشاه قرار داد و ولايت از دودمان اكاسره بيرون رفت و تنها شاهى در ايشان چون ارثى بود پايدار ماند و تاريخ ايشان به هجرى منتقل شد و با ديگر مسلمانان در تاريخ توافق رأى حاصل كردند . قتيبة بن مسلم هركس را كه خط خوارزمى مىدانست از دم شمشير گذرانيد و آنان كه از اخبار خوارزميان آگاه بودند و اين اخبار و اطلاعات را ميان خود تدريس مىكردند ايشان را نيز به دستهى پيشين ملحق ساخت بدين سبب اخبار خوارزم طورى پوشيده ماند كه پس از اسلام نمىشود آنها را دانست و ولايت در ايشان پس از اين كار در دست قبايل دور مىزد تا آنكه پس از شهيد ابى عبد اللّه