أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )

50

آثار الباقيه ( فارسى )

كه به او تاريخ از ملوك كلدانى و مغربى به بطالسه ( كه مفرد آن بطلميوس است يعنى مرد جنگى ) منتقل شد به مرگ او تاريخ گذاشتند . و نيز مانند يزدگرد بن شهريار كه زردشتيان به وقت هلاك او تاريخ گذاشتند زيرا سلطنت ايرانيان به هلاكت يزدگرد برچيده شد و زردشتىها از راه حزن و اندوه به يزدگرد و براى تأسف و تلهف به زوال استقلال ايرانيان به مرگ اين پادشاه تاريخ آغاز كردند . نام ساليان ميان هجرت و وفات پيغمبر ص مسلمانان در عهد پيغمبر هر سالى را كه ميان هجرت و وفات بود به نام مخصوصى كه از واقعه‌اى كه در آنسال روى داده بود مشتق نموده بودند نام گذاشته بودند و نخستين سال پس از هجرت را ( سنة الاذن ) مىگفتند و سال دوم را ( سنة الامر بالقتال ) مىناميدند و سال سوم را ( سنة التمحيص ) و سال چهارم را ( سنة الترفئه ) و پنجمين سال را ( سنة الزلزال ) و ششمين سال را ( سنة الاستئناس ) و هفتمين سال را ( سنة الاستغلاب ) و هشتمين سال را ( سنة الاستواء ) و نهمين سال را ( سنة البرائه ) و دهمين سال را ( سنة الوداع ) مىناميدند و همين‌كه يكى از اين نامها را به زبان مىآوردند كفايت مىكرد كه بگويند چه سال هجرى است . تاريخ يزدگردى سپس ، تاريخ پادشاهى يزدگرد بن شهريار بن كسرى پرويز است و اين تاريخ بسالهاى پارسى است و مكبوس نيست و چون عمل به آن سهل و آسان است اينست كه در زيجها اين تاريخ ذكر مىشود و بدين سبب تاريخ اين پادشاه از ديگر تاريخ سلاطين ايران مشهورتر شد كه او پس از گسيختگى شيرازه سلطنت و چيره شدن زنها بر ملك و غلبه بر اشخاصى كه مستحق اين مقام نبودند به پادشاهى قيام كرد و نيز آخرين پادشاه ايران بود كه شكست خورد و بيشتر جنگهاى ايران و وقايع مشهور با عمر بن خطاب بدست او جارى شد تا آنكه سرانجام سلطنت از دست او بيرون رفت و شكست خورد و بدست آسيابانى در مرو شاهجان كشته شد .