أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
46
آثار الباقيه ( فارسى )
اسكندر هنگامىكه بيست و شش ساله بود از يونان پا بيرون گذاشت و به عزم مواجهه با دارا پادشاه ايران شتافت و به بيت المقدس رسيد و يهود در آنجا سكونت داشتند اسكندر ايشان را امر كرد كه تاريخ موسى و داود را كنار بگذارند و تاريخ او را به كار بندند و سال ورود او را به بيت المقدس آغاز تاريخ بدانند كه بيست و هفتمين سال ميلاد او بود و يهود فرمان اسكندر را به كار بستند و يوغ امر او را گردن نهادند زيرا اخبار به يهود اجازه مىداد كه چون هر هزار سال از زمان موسى بگذرد در به كار بستن تاريخ نوينى آزاد خواهند بود و قضا را در آن سال هزار سال تمام شده بود و چنان كه ذكر كردهاند قربانيها و ذبايح ايشان منقطع شده بود اين بود كه يهود به تاريخ اسكندر منتقل شدند و آنچه را كه از اعمال ماهانه و روزانه نيازمند بودند از سال بيست و هفتم تولد اسكندر كه نخستين سال حركت او بود آغاز كردند تا آنكه هزار سال تمام شد و پس از آنكه از تاريخ اسكندر هزار سال گذشت در هنگام تمام شدن آن حادثه بزرگى روى نداد كه آن را مبداء تاريخ بدانند و به همان حالت پيشين كه تاريخ اسكندرى باشد پايدار ماندند و سروكار يونانيها با همين تاريخ بوده چنان كه حبيب بن بهريز مطران موصل در كتابى كه ترجمه كرده مىگويد و يونيان پيش از اين تاريخ به خروج يونان بن بورس از بابل به سوى مغرب تاريخ مىگذاشتند . تاريخ اغسطس پس از اين تاريخ ، تاريخ اغسطس است و اين پادشاه سرسلسلهى قياصره است و معناى قيصر به لغت فرنگى پاره شد از آن مىباشد و سبب اين نامگذارى آن است كه مادر قيصر در دردزه جان را بجان آفرين تسليم كرد در حالىكه قيصر را حامله بود و شكم مادرش را شكافتند و قيصر را بيرون آوردند و به قيصر لقب دادند « 1 » و او همواره به ديگر پادشان مباهات ميكرد كه از فرج زنان بيرون نيامده چنان كه احمد بن سهل بن هاشم بن وليد بن حملة بن كامكار بن يزدگرد بن شهريار به همين جهت كه در قيصر گفته شد افتخار مىنمود
--> ( 1 ) - عمل سزارين به همين مناسبت ناميده شده .