أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
32
آثار الباقيه ( فارسى )
دعوتى كه در شهر خود كرده تأليف نمودهاند و آنچه را كه در هريك از اين چهار انجيل از صفات مسيح و گفتار او در روزگار دعوت و وقت دار كشيدن مسيح به عقيدهى ايشان ذكر كردهاند با يكديگر مخالف است حتى در نسب عيسى كه نسب يوسف نامزد مريم و پرورنده عيسى باشد اختلاف است متى ميگويد : يوسف بن يعقوب بن ماثان بن ايليعرز بن الليوذ بن اخين بن زادوق بن عازور بن الياقيم بن ابيوذ بن زربابيل بن شلتيال بن يوخنيا بن يوشيا بن امون بن منشى بن حيزقيا بن احاز بن يوثام بن عوزيا بن يورام بن يهوشافاط بن آسا بن ابيا بن رحبعم بن سليمان بن داود بن ايشا بن عوبيد بن باعاز بن سلمون بن نحشون بن عميناذاب بن رام بن حصرون بن فارص بن يهوذا بن يعقوب بن اسحق بن ابراهيم كه از ابراهيم باز بپايين مىآيد . اما لوقا مىگويد كه او يوسف بن هالى بن مطتث بن لاوى بن ملكى بن يوسف بن متثا بن عاموص بن ناحوم بن حسلى بن ناغى بن ماث بن مطث بن شمعى بن يوسف بن يهوذا بن يوحنن ابن راسا بن زربابيل بن شيلتايل بن نارى بن ملكى بن ادى بن قوسام بن الموزاذ بن عير بن يوسف بن ايلعزر بن يورام بن متيئا بن لاوى بن شمعون بن يهوذا بن يوسف بن يونام بن الياقيم بن مليا بن متى بن مطثا بن ناثان بن داود . و نصارى از اين اختلاف بدين طريق عذر مىآورند كه يكى از سنن واجب تورات اين است كه چون مردى بميرد و از زن خود اولادى نداشته باشد برادر ميت بايد آن زن را بگيرد تا آنكه براى برادر خود نسلى درست كند و چون طفل از شوهر دومين پا به عرصهى هستى گذاشت از جهت نسب منسوب به ميت است و از جهت ولادت و حقيقت منسوب به پدر فعلى خود و نصارى مىگويند كه به همين جهت يوسف منسوب به دو پدر بود هالى از جهت نسب پدر او بود و يعقوب از جهت ولادت و مىگويند چون متى يوسف را به نسبت ولادت منسوب كرد يهود بر او طعنه زدند و گفتند موافق كيش ما نسبت يوسف صحيح نيست زيرا پدر نسبى او ذكر نشده اين بود كه لوقا از راه معارضه با يهود به موجب سنت مذهب ايشان نسب او را ذكر كرد